خداحافظ دنیا
رقعی
۲۸۲
۱۴۰۳
۹۷۸۶۰۰۸۲۰۰۵۶۷
روایت زندگی شهید مدافع حرم؛ محمد شالیکار
کتاب خداحافظ دنیا، نوشتۀ مصیب معصومیان، دربارۀ زندگی شهید مدافع حرم، محمد شالیکار است. شهید شالیکار از همرزمان شهید حسین بصیر در دوران دفاع مقدس و جانباز بالای 50 درصد بود که از ناحیۀ سر دچار جانبازی در جنگ تحمیلی شد. وی یکی از نیروهای داوطلب مدافع حرم بود که پس از مجروحیت در درگیری با تروریستهای داعش در حلب سوریه، به یکی از بیمارستانهای دمشق منتقل شد و سرانجام در تاریخ 24آذرماه، پس از مجاهدتهای بسیار و تحمل سختیها، بهدرجۀ رفیع شهادت نایل آمد.
گزیدۀ متن کتاب خداحافظ دنیا
سرمای شدیدی حاکم بود و بارانی هشتساعته همۀ ارکان کار ما را متزلزل کرده بود. لرزۀ سرما به جان نیروها افتاده بود، اما او نمیلرزید. خودم هم از آنها بودم که از سرما میلرزیدم، اما حاجمحمد را که دیدم، انگار روی آتش ایستاده بود. بهروی خودش نمیآورد. حتی به من گفت: «مفید، اصلاً نگران نباش؛ ما پای قولی که دادیم ایستادهایم. بههیچوجه به فرماندهی نه نگید. ما میتونیم.» نمیتوانستم لرزشم را کنترل کنم. سرما بهعمق بدنمان نفوذ کرده بود. بیاختیار شده بودیم. نمیشد دندانهایی را که از لرزه بههم میخوردند کنترل کرد. هشت ساعت زیر باران و در آن سرما زمان کمی نیست. یاد والفجر8، یاد غواصهای شب عملیات افتاده بودم. اسلحه دستم بود. خواستم ببینم میتوانم ماشه را بکشم و شلیک کنم، دیدم نمیشود! سبابهام حرکت نمیکرد. همهچیز یخ زده بود! اشارهها هم یخ زده بودند! تا اینکه دستور آمد...!
برای تهیه کتاب خداحافظ دنیا و سایر آثار نویسنده، کلیک نمایید.


خیلی کتاب مفیدی بود، قلم نویسنده را پسندیدم
خیلی خوب و روان بود و تاثیر گذار. ممنون از چاپ این کتاب.
واقعاقشنگ،دل نشین ولذت بخش بود???????? حس خیلی خوبی گرفتم ازخوندن این کتاب زیباوجذاب????
در کتاب ارزشمند «خداحافظ دنیا» آرزوی شهادت محمد شالیکار به حقیقت میپیوندد. یه کتاب ناب ناب
پروازدرمهران
عطر آبان
سلحشور شانزده ساله
شکار مرغابی ها
یادداشت های یک غواص
طاهرخان طومان
شهیدعزیز
از ام الرصاص تا خان طومان
غواص دریادل
جام زهر
روایت سوم
کاش برگردی
خط مقدم
دیدم که جانم میرود
سربلند
ازمعراج برگشتگان جلداول
دوره طلاش کن
آخیش بی آخیش
سکتورسعید
آرزوی راضیه
حوالی احمد
بمب انرژی
پازل اتمی
جهشی
سردسته صمپزف ها
سکوت تاسوکی
دوره تربیت اسلامی
روایت آتش
وعده صادق
خداحافظ دنیا
عباس برادرم
یادت باشد
رفیق مثل رسول
بیست سال وسه روز
برای زین أب
شهیدنوید
بر بلندای حلب
طاهرخان طومان
تاثیر نگاه شهید
توشهیدنمی شوی
شهیدعزیز
من محافظ حاج قاسمم
مجیدبربری
راستی دردهایم کو؟
بیست وهفت روزویک لبخند
همیشه مربی
سربلند
خورشیدکه غرق نمی شود
شب پیروزی ها