رفیق مثل رسول
رقعی
۱۹۲
۱۴۰۱
۹۷۸۶۰۰۸۸۵۷۱۵۰
معرفی کتاب رفیق مثل رسول
کتاب رفیق مثل رسول، نوشتۀ شهلا پناهی، روایت داستانی شهید مدافع حرم، محمدحسن (رسول) خلیلی است. رسول در طول زندگیاش بارها به دفاع از حریم اسلام و انقلاب و ولایت اقدام کرد. او در فتنۀ 1388 فعالیت داشت و در روز عاشورا با فتنهگران درگیر شد. از صفات بارز او میتوان به نظامیِ متخصص، مطیع امررهبر، خوشرو و خوشخلق بودن با دیگران اشاره کرد. 27آبانماه1393 مصادف با 14محرمالحرام، در نزدیکی حرم حضرت رقیه(س) بهدرجۀ رفیع شهادت نایل آمد.
گزیدۀ متن
تمام شب سرگرم انجام کارهایم بودم. بین اینهمه مشغله، یاد تکتک دوستانم افتادم. به این فکر کردم که همۀ آنها بیشتر از هر چیزی برای من رفیق هستند و این رفاقت زیباترین دلبستگی من توی دنیاست. کنار آنها خندیدن، گریه کردن، تلاش کردن و خیلی چیزهای دیگر را تجربه کردم. نزدیکهای سحر بود و من انگار نشسته بودم و داشتم روی قالیِ هزاررجِ زندگیام دست میکشیدم. خیلی از تنهاییها، غصهها و مشکلاتم را با گره رفاقت رفو کرده بودم و این تنها گرهی بود که دلم میخواست برای همیشه باز نشود.
جهت مشاهده و تهیه دیگر آثار نویسنده کلیک کنید.



چه قدر خوب بود این کتاب، شرمنده شهدا هستیم.
عالی. ناب و مفید
خیلی کتاب با ارزش و خوبی بود. یادش گرامی و راهش پر رهرو
روایتهای این شهید بزرگوار، واقعا عالی بود. خدا قوت به شما بابت چاپ این کتاب.
چون کتاب از زبان شهید نوشته شده ارتباط خوبی باهاش برقرار کردم. و اونجا که شهید شدن حس عجیبی بهم دست داد...
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم خیلی این کتاب رو دوست داشتم ان شاءالله شهدا دعا گوی ماهم باشند ک عاقبت بخیر بشیم
سلام خیلی عالی بود بنده به شخصه با این کتاب زندگی کردم دلم نمی خواست که کتاب تموم بشه واقعا لذت بخش بود و تموم شدن کتاب دلم گرفت ای شهیدان عشق مدیون شماست هر چه داریم ما از خون شماست
جام زهر
روایت سوم
کاش برگردی
خط مقدم
دیدم که جانم میرود
سربلند
مردی که می خواست زنده بماند
مردی که هوای آسمان راداشت
مردی که نمی خواست دیده شود
مردی که می توانست پروازکند
دوره آسمان دار
مسافرسعید
یحیی
دوره خانه عنکبوت
شیرین وعامریه
سالنامه یادگار1405
ایوان ملکوت
پرچم پرنده
شهیدمرتضی حسین پور
جریان شناسی تحریف
رفیق مثل رسول
شهیدنوید
قرار بی قرار
خداحافظ دنیا
بر بلندای حلب
طاهرخان طومان
تاثیر نگاه شهید
توشهیدنمی شوی
شهیدعزیز
یادت باشد
برای زین أب
من محافظ حاج قاسمم
خداحافظ سالار
راستی دردهایم کو؟
بی برادر
مجیدبربری
سربلند
نور علی
یادداشت های یک غواص
سلیمانی عزیز