آرزوی راضیه
رقعی
۱۵۲
۱۴۰۴
۹۷۸۶۲۲۲۸۵۳۳۳۴
خاطراتی شنیدنی از شهیده راضیه کشاورز
وقتی اسم شهید و شهادت میآید، فوری ذهنمان میرود به سمت یک مرد یا جوان برومند. اما گاهی شهید میتواند یک زن باشد، یک مادر و یا یک دختر. اینها را دقیقا توی جنگ هشت ساله، دوران کرونا و جنگ تحمیلی 12 روزه و اغتشاشات اخیر دیدیم.
«راضیه کشاورز» از همان دخترهایی بود که به شهادت رسید. از آن دخترهایی که زبر و زرنگ بود و درسخوان. اهل قرآن و ورزش بود. خلاصه همهجوره کاردرست بود و در آخرین سکانس زندگیاش، شهادت نصیبش شد.
در این کتاب خاطراتی خواندنی از شهیده راضیه کشاورز را میخوانید. دختری 16 ساله که در فروردین سال 1387 بر اثر انفجار بمب در حسینیۀ کانون فرهنگی رهپویان وصال شیراز توسط عوامل تروریستی، بهشهادت رسید.
گزیدهای از کتاب آرزوی راضیه:
التماس دعایش، هنگام تحویل سال از یادم نرفته بود. خندان پرسیدم: «دختر من چه آرزویی داره؟» از پنجرۀ آشپزخانه، بیرون را نگاه کرد. «مامان، دعا کنین بشم جراح قلب و خدا یه مطبی بهم بده که پنجرهش رو به کعبه باز باشه.»
با خودم زمزمه کردم: «آخه مگه همچین مطبی هم وجود داره؟!»
حالا بالای تخت راضیه، حس میکردم به آرزویش رسیده است.


واقعا یکی از کتابهای خوبه برای آشنایی بیشتر بچه ها با شهید راضیه کشاورز.
بچه سرگذر
جام زهر
روایت سوم
کاش برگردی
خط مقدم
دیدم که جانم میرود
سربلند
ازمعراج برگشتگان جلداول
جریان شناسی تحریف
بمب انرژی
پازل اتمی
جهشی
سردسته صمپزف ها
آخیش بی آخیش
سکتورسعید
حوالی احمد
آرام جان
منصور
دوره طلاش کن
سکوت تاسوکی