برای بارآخربخند
ناموجود
«برای بار آخر بخند» اثری روایی و تازه در حوزه داستان نوجوان است. با نگاهی متفاوت به زندگی یکی از جوانترین مرشدهای زورخانه به نام مرشد عباس دائمالحضور. داستانی متفاوت از او و رفیق شفیقش پهلوان سعید طوقانی.
عباس که در جنوبیترین نقطه شهر تهران زندگی میکند، از همان دوره نوجوانی با ممارست و علیرغم قوانین زورخانه برای ورود بچهها به گود، پایش به این مکان مقدس باز میشود و کم کم در کنار پیرمردهای مرشد ضرب میگیرد.
با شروع جنگ تحمیلی و در یکی از اعزامها به جنوب، با سعید طوقانی آشنا و فصل جدیدی از زندگیاش شروع میشود.



چه قدر خوب بود این کتاب. خواندنی وقابل استفاده برای همه
چه کتاب جالبی بود. خیلی دوست داشتنی بود.
چه کتاب جالبی بود. خیلی دوست داشتنی بود.
چه قدر این مدل کتابها را دوست دارم. عالی ومستند.
چه قدر این کتاب خوب نوشته شده. عالی بود
چه قدر این کتاب مفید و پر از درسهای با ارزش بود. حتما بخوانید این کتاب را.
مطالعه این کتاب به علاقهمندان به ادبیات مقاومت، زندگینامههای پهلوانان و داستانهای واقعی از زندگی انسانهای شجاع و ایثارگر، توصیه می شود
قصه کربلا
روایت سوم
کاش برگردی
خط مقدم
دیدم که جانم میرود
سربلند
شهیدعبدالله اسکندری
نبردروایت ها
مخارج مزمار
پسرپرومکس
گلادیمر
عارف13ساله
مردی که مراقب همه چیزبود
شهیدطهرانی مقدم
زیارت ناحیه مقدسه
ریشه میدان2
یحیی
پرچم پرنده
دوره آسمان دار
مسافرسعید
می روم تا مجنون بماند
حاج ابوالفضل
مهاجرهندیجان
یکی مثل شما
آقای فهمیده
کارخانه نمک
فانوسی که افسانه نبود
همسفرآتش وبرف
استادعبدالحسین
روزهای اردیبهشت
پهلوان مرحمت
پروازدرمهران
شهیدکاظم عاملو
ادی...
راض بابا
عروسی پشت خاکریز
عارف12ساله
به قلبش اشاره کرد
آقای بادیگارد
ام علاء