مسافرسعید
۲۳۰,۰۰۰ تومان

رقعی

۱۵۴

۱۴۰۵

۹۷۸۶۲۲۲۸۵۳۶۰۰

وقتی ایمان، زندگی را به مأموریتی بزرگ تبدیل می‌کند

روایتی صمیمی از زندگی شهید مدافع حرم سعید مسافر. بخش‌هایی کمتر شنیده‌شده از زندگی یک شهید مدافع حرم. برخلاف خیلی از زندگی‌نامه‌ها که زبان همسر یا مادر روایت می‌شوند، این‌بار دو خواهر شهید با خاطرات و تجربه‌هایشان، قطعه‌ای از پازل زندگی برادر شهیدشان را کامل می‌کنند.
مخاطب در هر فصل پای روایت یکی از این دو خواهر می‌نشیند و همراه با آن‌ها، به سال‌های مختلف زندگی شهید سفر می‌کند. از روزهای کودکی و بازی در شالیزارهای روستا گرفته تا ساعت‌هایی که در کنج قفسه‌های کتاب مسجد کوچه فرشته می‌گذشت؛ از تجربه‌های ساده زندگی مانند ویزیتوری چای و خرید و فروش موتور تا شکل‌گیری دغدغه‌های فرهنگی و اجتماعی که مسیر زندگی او را تغییر داد.
روایت کتاب بر اساس خط زمانی زندگی شهید پیش می‌رود و خواننده را در مسیری پر فراز و نشیب همراه می‌کند؛ مسیری که از یک روز زمستانی در تهران شروع می‌شود و درنهایت به نیمه‌شبی بهاری در حوالی «العیس» سوریه می‌رسد. در طول این مسیر، مخاطب گاهی با شهید در ارتفاعات برفی آذربایجان همراه می‌شود و در فصلی دیگر، خود را در مدرسه‌ای متروکه در اطراف «حلب» سوریه پیدا می‌کند. مکان‌هایی که بخشی از مأموریت‌های مهم او در آن رقم خورده است.
در «مسافر سعید» تنها با روایت‌های نظامی یا صحنه‌های نبرد روبه‌رو نیستیم. این کتاب به فعالیت‌های فرهنگی شهید، دغدغه‌های اجتماعی او و تلاش برای راه‌اندازی مجموعه فرهنگی هم می‌پردازد؛ مسیری که در ادامه به مأموریت‌های مرزی و برون‌مرزی و درنهایت به شهادت او ختم می‌شود.
نثر صمیمی و جزئی‌نگر نویسنده باعث شده روایت‌ها حال و هوایی زنده و ملموس پیدا کنند؛ به‌طوری که خواننده نه‌تنها با رویدادهای زندگی شهید، بلکه با احساسات و عواطف پنهان در دل خاطرات خانواده هم همراه می‌شود.
«مسافر سعید» تصویری انسانی و نزدیک از زندگی یک شهید مدافع حرم ارائه می‌دهد؛ روایتی که نشان می‌دهد چطور یک جوان از دل زندگی ساده و روزمره، قدم در مسیری می‌گذارد که پایان آن به ایثار و شهادت ختم می‌شود.

چرا باید این کتاب را بخوانیم؟

- روایت گرم و صادقانه از زندگی یک شهید مدافع حرم از نگاه دو خواهر  
- بازخوانی مسیر رشد یک جوان؛ از روزهای ساده زندگی تا حضور در جبهه مقاومت  
- نگاهی به دغدغه‌ها، فعالیت‌های فرهنگی و تلاش‌های اجتماعی شهید  
- همراهی با خاطراتی از روستاهای شمال تا مأموریت‌های جبهه سوریه
- نثری روان و تصویرساز که فضای خاطرات را برای خواننده زنده می‌کند

گزیده‌ای از کتاب «مسافر سعید»:
«در یک فضای مه‌آلود ایستاده بودیم. همه جا تیره و تاریک و مه‌گرفته بود. یک تابوت روی دوش من و صدیقه بود و صدایی می‌آمد که می‌گفت: برادرتان را آوردیم. صدیقه سمت چپ ایستاده بود و من هم دقیقا آن سمتش. حتی نمی‌دانستم دنباله تابوت روی شانه کیست.»

کتب دیگر سعیده شبرنگ
کتب دیگر انتشارات شهید کاظمی
ما رادر شبکه های اجتماعی دنبال کنید