مردی که هوای آسمان راداشت
رقعی
۸۸
۱۴۰۵
۹۷۸۶۲۲۲۸۵۳۸۴۶
روایتایی از زندگی شهید داوود شیخیان
فرمانده پدافند هوافضای سپاه
مجموعه روایتهایی خواندنی درباره مردی که همه چیز داشت. از هوش و استعداد تا زندگی خوب و خانواده خوبتر. زندگی کردن را بلد بود و از لحظهلحظه زندگی کنار عزیزانش لذت میبرد. شبیه خیلی از آدمهای دور و برما. اما داوود شیخیان نابغه بود. خیلی زود فهمید که چه چیز ارزشش را دارد که بهخاطر آن از همه لذتهای زندگی بگذری. قصه داوود شیخیان از آنجا که برای اسلام و ایران از همه چیزش گذشت، با قصه بقیه آدمها متفاوت شد. خدا هم به تصمیم و همتش نگاه کرد و برایش مسئولیتهای سنگین درنظر گرفت. مسئولیتی مثل امنیت آسمان ایران!
حاج داوود شیخیان ـ فرمانده پدافند نیروی هوافضای سپاه ـ از آن دسته آدمهای دوستداشتنی روزگار بود که می توان دربارهاش کتابهای قطور نوشت.
در این کتاب، روایتهایی صمیمی و خواندنی از زندگی، منش، اخلاق و نگاه اوست؛ روایتهایی از زبان نزدیکان، همراهان و کسانی که لحظهای با او هممسیر بودند. در این صفحات، با مردی آشنا میشویم که در عین اقتدار، مهربان بود؛ در اوج مسئولیت، ساده زندگی کرد و در سختترین شرایط، آرامشبخش اطرافیانش.
چرا باید این کتاب را بخوانیم؟
- نگاهی نزدیک به زندگی یک فرمانده
- روایت مسیری متفاوت از یک زندگی معمولی
- شناخت منش و اخلاق یک فرمانده
- روایتی از انتخاب و مسئولیت
- شناخت سبک زندگی یک انسان اثرگذار
گزیدهای از کتاب «مردی که هوای آسمان را داشت»:
میگفت: «دانستن تاریخ آدم را با تجربه میکند که یک اشتباه را دوبار تکرار نکند.» اما کاش کسی پیدا میشد و به او میگفت مهتر از دانستن تاریخ، ساختن تاریخ است. تاریخ را مردهای بزرگ میسازند. یکی مثل خودت که بیصدا و بیادعا کارکردی و با فرماندهان و یارانت مقطعی از تاریخ ایران را ساختید. همان قسمت را که از لحظه شهادت شما آغاز شد. شروع جنگ دوازده روزه، آغاز درهم شکستن اسکتبار بود.


