به شرط عاشقی
زندگی شهید مدافع حرم؛ سعید سیاح طاهری
در کتاب به شرط عاشقی، همسر شهید سیاح طاهری با کمک برادر بزرگوار شهید، ساسان (علی) سیاحطاهری، همرزمانش، رضا صریحی، کاظم فرامرزی، مکی یازع، کاظم برندک، مهرزاد ارشدی و در نهایت محمدحسین فرزند ارشد شهید خاطرات و روایات مربوط به زندگی او را جمعآوری و تدوین کردهاند. در انتهای کتاب هم تصاویری از مراحل مختلف زندگی شهید بزرگوار قرار داده شده است. طاهری بعد از تشکیل بسیج به فرمان امام(ره)، در زمان فرماندهی حمید قبادینیا به عضویت بسیج آبادان درآمد و پس از قبادینیا، فرماندهی سپاه آبادان را عهدهدار شد. در آذرماه1360 در عملیات مجروح شد و یکی از انگشتان دستش را از دست داد. چندی بعد دوباره به جبهۀ آبادان بازگشت. وی در 5آذرماه1365 در عملیات کربلای۵، دچار مجروحیت شدیدی شد که منجر به جانبازی او گشت. برای دفاع از حرم اهلبیت(علیهمالسلام) عازم سوریه شد و به آموزش نیروهای سوری و لبنانی در تیپ سیدالشهدا پرداخت. طاهری دیماه1394 برای بازدید از خانطومان با گلولۀ خمپارۀ تکفیریها به شهادت رسید.
گزیدۀ متن کتاب به شرط عاشقی
همه در اتاقی که با نور فانوسی روشن بود، کنار هم غمزده نشسته و منتظر بودیم. وضعیت سختی بود، اما کنار هم بودن به ما یادآوری میکرد که هنوز زندهایم. هوای بیرون بوی نم سفت سوخته میداد و پر از دوده بود و آرامش، این کلمۀ قشنگ — که چند ماه قبل، نه چند روز قبل، در نگاهمان، در حرفهایمان، در زندگیمان بود — دیگر نبود.
برای تهیه کتاب «به شرط عاشقی» و کتابهای دیگر نویسنده، کلیک کنید.


عالی بود، خیلی جذاب نوشته شده بود.
خانم کارکوب
جام زهر
روایت سوم
کاش برگردی
خط مقدم
دیدم که جانم میرود
سربلند
آن سلام آشنا
ایوان ملکوت
دوره طلاش کن
بمب انرژی
پازل اتمی
جهشی
سردسته صمپزف ها
آخیش بی آخیش
سکتورسعید
آرزوی راضیه
پسرپرومکس
گلادیمر
عارف13ساله
مردی که مراقب همه چیز بود
بیست سال وسه روز
طاهرخان طومان
خداحافظ دنیا
بر بلندای حلب
برای زین أب
من محافظ حاج قاسمم
یادت باشد
خداحافظ سالار
قرار بی قرار
بی برادر
شهیدعزیز
من سارانیستم
رفیق مثل رسول
نور علی
شهیدنوید
تاثیر نگاه شهید
مجیدبربری
سربلند
راستی دردهایم کو؟
تنها گریه کن