برای بارآخربخند
ناموجود
۱۲۰
۱۴۰۳
۹۷۸۶۲۲۲۸۵۲۷۸۸
«برای بار آخر بخند» اثری روایی و تازه در حوزه داستان نوجوان است. با نگاهی متفاوت به زندگی یکی از جوانترین مرشدهای زورخانه به نام مرشد عباس دائمالحضور. داستانی متفاوت از او و رفیق شفیقش پهلوان سعید طوقانی.
عباس که در جنوبیترین نقطه شهر تهران زندگی میکند، از همان دوره نوجوانی با ممارست و علیرغم قوانین زورخانه برای ورود بچهها به گود، پایش به این مکان مقدس باز میشود و کم کم در کنار پیرمردهای مرشد ضرب میگیرد.
با شروع جنگ تحمیلی و در یکی از اعزامها به جنوب، با سعید طوقانی آشنا و فصل جدیدی از زندگیاش شروع میشود.



چه قدر خوب بود این کتاب. خواندنی وقابل استفاده برای همه
چه کتاب جالبی بود. خیلی دوست داشتنی بود.
چه کتاب جالبی بود. خیلی دوست داشتنی بود.
چه قدر این مدل کتابها را دوست دارم. عالی ومستند.
چه قدر این کتاب خوب نوشته شده. عالی بود
چه قدر این کتاب مفید و پر از درسهای با ارزش بود. حتما بخوانید این کتاب را.
مطالعه این کتاب به علاقهمندان به ادبیات مقاومت، زندگینامههای پهلوانان و داستانهای واقعی از زندگی انسانهای شجاع و ایثارگر، توصیه می شود
قصه کربلا
روایت سوم
کاش برگردی
خط مقدم
دیدم که جانم میرود
سربلند
مردی که نمی خواست دیده شود
مردی که می توانست پروازکند
دوره آسمان دار
مسافرسعید
حاج آقامقدس
دنیای برعکسی
همه فن حریف
شهیدسیدعباس موسوی
شهیدسیدحسن نصرالله
شهیدنورعلی شوشتری
شهیدعلی آقاعبداللهی
مردی که می خواست زنده بماند
مردی که هوای آسمان راداشت
زیارت ناحیه مقدسه
می روم تا مجنون بماند
حاج ابوالفضل
یکی مثل شما
آقای فهمیده
کارخانه نمک
روزهای اردیبهشت
استادعبدالحسین
خط تماس
پهلوان مرحمت
سیدمجتبی
پروازدرمهران
شهیدکاظم عاملو
ادی...
راض بابا
عروسی پشت خاکریز
عارف12ساله
جاسوس امین
به قلبش اشاره کرد
آقای بادیگارد
ام علاء