غواص دریادل
رقعی -شمیز
۲۱۶
۱۴۰۱
۹۷۸۶۰۰۸۸۵۷۴۱۹
نیمنگاهی به زندگی شهید محمدعلی معصومیان
کتاب غواص دریادل، نوشتۀ مصیب معصومیان، دربارۀ نیمنگاهی به زندگی شهید محمدعلی معصومیان است. محمدعلی در سال ۱۳۶۶ در روستای بیشهسر بابل به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در دبستان بهشتآیین زادگاهش به پایان رساند و در مدرسۀ راهنمایی روستای آغوزبن ادامهتحصیل داد. محمدعلی در این دوران که مصادف با پیروزی انقلاب بود، نتوانست مقطع راهنمایی را به پایان برساند؛ اما بعدها در جبهه تا سوم راهنمایی تحصیل کرد. در همین زمان، مدتی را نیز در حوزۀ علمیه خاتمالانبیای بابل تحصیل کرد. او پس از شرکت در عملیات قدس۱، قدس۲ و والفجر۸ بهعنوان غواص، در عملیات صاحبالزمان مجروح شد و بالاخره در عملیات کربلای۴ که بار دیگر سمت غواصی را عهدهدار بود، بعد از رزم سنگین به شهادت رسید. پیکر او پس از یازده سال در گلزار شهدای بیشهسر به خاک سپرده شد.ازجمله آثار نویسنده میتوان به هفت روز دیگر، تعزیۀ دریا، خداحافظ دنیا، شهید عزیز و... اشاره کرد.
گزیدۀ متن کتاب غواص دریادل
محمدعلی شده بود امین نوجوانان و جوانان و خیلی از بزرگترها. هرکسی با هر مشکلی میرفت پیش او، دریغ نمیکرد. هرچقدر از دستش برمیآمد انجام میداد. از همۀ تواناییهایش برای رفع مشکلات مردم استفاده میکرد. شده بود چهرۀ هنری. گروه تئاتر تشکیل داد، نمایشنامه مینوشت. مضمون بیشتر آثارش هم در رابطه با شاه و مبارزه با طاغوت بود. ایستادگی در برابر خانهای زورگو و بیرحم، زحمت و سختکوشی، مردم و آزاری که در دورۀ شاه دیدهاند و... بازیگر هم بود، نقش مثبت بازی میکرد. خوب حس میگرفت. اجرایش از همۀ بازیگرها سرتر و بهتر بود!
برای تهیه کتاب غواص دریادل و سایر آثار نویسنده، کلیک کنید.



خیلی دوست داشتم این کتاب خواندنی و سر تا درس را.
صفحه صفحه این کتاب را باید خواند و درس گرفت.
چه قدر این کتاب به دل می شینه، عالی بود.
چه قدر این کتاب به دل می نشینه و عالیه. پیشنهاد می کنم که بخوانید این کتاب را.
چه قدر روایت این کتاب را دوست داشتم. عالی و به دلم نشست.
چه قدر این کتاب، خوب روایت شده است. عالی، روان
در این کتاب با یکی از شهیدهای بااخلاص آشنا میشوید. شهیدی که شاید تا حدود زیادی گمنام است. کتاب توسط برادر ایشان نوشته شده است. برادری که همراه شهید در جبهههای جنگ حضور پیدا کرد. با خواندن این کتاب حس خوبی را تجربه کردم.
پروازدرمهران
طاهرخان طومان
شهیدعزیز
از ام الرصاص تا خان طومان
قصه کربلا
روایت سوم
خط مقدم
دیدم که جانم میرود
سربلند
پازل اتمی
جهشی
سردسته صمپزف ها
آخیش بی آخیش
سکتورسعید
آرزوی راضیه
روایت آتش
جایی که هیچکس نیست
شیرین وعامریه
سالنامه یادگار1405
شهیدمرتضی حسین پور
شهیدعبدالله اسکندری
نبردروایت ها
مخارج مزمار
پسرپرومکس
سیدمجتبی
پروازدرمهران
شهیدکاظم عاملو
عارف12ساله
راض بابا
استادعبدالحسین
روزهای اردیبهشت
پهلوان مرحمت
عروسی پشت خاکریز
حاج ابوالفضل
ادی...
یکی مثل شما
می روم تا مجنون بماند
خط تماس
کارخانه نمک
هنراهل بیت ع
سفرسرخ
زندگی به سبک شهدا.پدرانه مادرانه
چه کسی مرا هل داد؟
آخررفاقت