پرخو
۱۲۸
۱۳۹۹
۹۷۸۶۲۲۷۱۷۷۳۰۵
رمانی با محوریت مبارزه و گره خوردن علم، ثروت و سیاست در روزگار ما
رمان پرخو، نوشتۀ شبنم غفاری حسینی، روایت داستانی زنی است که در میانۀ پژوهشهای علمی و آزمایشهای عملی، به نتیجهای تکاندهنده و باورنکردنی دست پیدا میکند؛ نتیجهای که تمام مسیر زندگیاش را تغییر میدهد و او را سوق میدهد سمت دوراهیهای زندگی و انتخابهایی سخت و تردیدآمیز. زنی که در طول داستان هر روز قویتر و مصمّمتر از روز قبل است. پرخو داستان مبارزه است؛ مبارزهای برای رسیدن به راستی و نابودی نفاق. فقط سمیرا نیست که باید انتخاب کند؛ همۀ آدمهای دوروبرش در مسیری قدم میگذارند که شکبرانگیز و حساس است؛ دوراهی عافیتطلبی و حقجویی. سمیرا و بقیۀ آدمهای این داستان باهم یکی میشوند تا نتیجۀ باورنکردنی آزمایشها و تحقیقات را سوق بدهند بهسمت پاسخگویی و شفافیت و نابودی دروغ و ریا.
گزیدۀ متن کتاب پر خو
با سمانه دست هم را میگرفتیم و میدویدیم لابهلای علفهای بلند صحرای پشت خانه که آخرش میرسید به دیوار مدرسه. کلاساولیها پایشان گیر میکرد به ساقههای کلفت علف و توی گلولای میخوردند زمین؛ آنوقت دستشان را میگرفتیم و بلندشان میکردیم. بابا همیشه میگفت دستت دراز باشد برای کمک به آدمها؛ خودش ولی دستش همیشه روی تخت بود، بیحرکت. میخواهم دستم را دراز کنم. برای همین شروع کردهام...
برای تهیه کتاب «پر خو» و سایر آثار نویسنده کلیک کنید.



همین الان تمومش کردم و عالی تموم شد. درسته که کوتاهه اما در همین مجال هم بعضا داستان ها رکود هایی دارن که این تقریبا نداشت.داستان گیرا و البته جز اندک موارد توجیه نشده ضعفی نداشت. انتخاب افعال و کلماتش هم خیلی خوب و دلچسب بود.
واقعا داستان جذابی بود، یک لحظه هم کتاب را کنار نگذاشتم تا تموم شد کتاب.
قصه کربلا
روایت سوم
خط مقدم
دیدم که جانم میرود
سربلند
دوره آسمان دار
مسافرسعید
ایوان ملکوت
یحیی
زیارت ناحیه مقدسه
ریشه میدان2
مردی که می خواست زنده بماند
مردی که هوای آسمان راداشت
مردی که نمی خواست دیده شود
مردی که می توانست پروازکند
دنیای مورسی
دنیای میله ای
حاج آقامقدس
دنیای برعکسی
همه فن حریف
تیغ وعسل2
ضاحیه
آوازبیت لاهیا
جزیره گمشده من
میاندار گودآب وآتش
من فاخره ام
سفینه موعود
ماروپله
جزحکایت دوست. حماسه سجادیه کتاب سوم
عروس آسمانی
آقای خوش تیپ
دزدان رازایلیا
نبردباجادوی تاریکی
عروسی غازها .ماجرای دشت مرموز
رئیس جوجه دانی
حواسم هست
جاسوس امین
نیست
به قلبش اشاره کرد
آقای بادیگارد