دهلیزانتظار
روایت داستانی از تنهایی و رهایی یک فرمانده زخمی در عملیات کربلای4
کتاب دهلیز انتظار، نوشتۀ حمید حسام، روایت داستانی از تنهایی و رهایی یک فرمانده زخمی در عملیات کربلای4 است. ستار وفایی سال 1335 در روستای قایش از توابع شهرستان رزن استان همدان به دنیا آمد. پس از پیروزی انقلاب بهعضویت سپاه پاسداران درآمد. حاجستار در عملیاتهای بسیاری، ازجمله 11شهریور، ثارالله، فتحالمبین، بیتالمقدس، والفجر مقدماتی، رمضان، والفجر2، والفجر5، میمک، خیبر، والفجر8، کربلای4 و کربلای5 شرکت داشت. چندین دفعه مجروح شد و سه بار در محاصرۀ سخت مزدوران بعثی افتاد که با شجاعت موفق به شکستن حلقۀ محاصره شد. حاجستار ابراهیمی هژیر، فرمانده گردان 155 لشکر انصارالحسین(ع) در کربلای5، منطقۀ عملیاتی شلمچه در تاریخ 12اسفند1365 بهدرجۀ رفیع شهادت رسید. ازجمله آثار نویسنده میتوان به بهشت تخریب، هفتادودومین غواص، غواصها بوی نعنا میدهند و... اشاره کرد.
گزیدۀ متن کتاب دهلیز انتظار
کشتی تا گلو میان گل نشسته بود، اما با همۀ سنگینیاش مثل پر کاهی روی دستهای اروند بود. امواج سینه میکشیدند و کوههکوهه خودشان را میکوبیدند روی بدنۀ زنگزده و پوسیدهاش. کمکم آب از دیوارۀ کشتی بالا میکشید، به جان سوراخها میافتاد، سرریز میشد و زانوهای زخمی ستار را در خود فرو میبلعید. باید بیرون میزد به هر طریق ممکن. ماندن در کشتی، بیخ گوش عراقیها مرگ تدریجی بود...
برای تهیه کتاب دهلیز انتظار و سایر آثار نویسنده، کلیک نمایید.



چه قدر این خاطرات کربلای ۴ نابه، آدم از خواندنشان، سیر نمیشه
سلام خداوند بر این رزمندگان دلاوری که تا آخرین لحظه حیاتشان، پای کشورشان ماندند و به ندای امام زمانشان، لبیک گفتند. عالی بود این کتاب.
فوق العاده زیبا نوشته شده
میاندار گودآب وآتش
فقط غلام حسین باش
فانوسی که افسانه نبود
تازیانه های سلوک
غواص ها بوی نعنا میدهند
مهاجر سرزمین آفتاب
خداحافظ سالار
آب هرگز نمی میرد
هفتاد و دومین غواص
قصه کربلا
روایت سوم
کاش برگردی
خط مقدم
سربلند
مسافرسعید
زیارت ناحیه مقدسه
ریشه میدان2
ریشه میدان1
مردی که می خواست زنده بماند
مردی که هوای آسمان راداشت
یحیی
جهشی
سردسته صمپزف ها
آخیش بی آخیش
سکتورسعید
آرزوی راضیه
حوالی احمد
شهیدعبدالله اسکندری
مخارج مزمار
اکبرکاراته منفجرشد
اکبرکاراته وچشم آبی
بچه ها!بهنام
اکبرکاراته وآسانسور
سفرسرخ
مهاجرهندیجان
خط تماس
فانوسی که افسانه نبود
هنراهل بیت ع
بهترین میوه
می روم تا مجنون بماند
حکایت زمستان
شب حنظله ها
دکترمصطفی چمران.سرداران ایران زمین15
خورشیدکه غرق نمی شود
حوض خون
حاج ابوالفضل
بچه های حاج قاسم
آقای فهمیده
غواص ها بوی نعنا میدهند