راز پلاک سوخته
خاطرات شهید مدافع حرم؛ مهدی طهماسبی
کتاب راز پلاک سوخته، نوشتۀ علی ابراهیمی گتابی، دربارۀ خاطرات شهید مدافع حرم، مهدی طهماسبی است. شهید طهماسبی یکی از مربیان برگزیدۀ مرکز آموزش پاسداری علویون قم است که در نیمۀ خردادماه1395 در اعزام خود به سوریه، هدف اصابت موشک تاو ضدّ زره قرار میگیرد و با پیکری سوخته به شهادت میرسد. آنچنان در آتش عشق اباعبدالله(ع) سوخت که یک پلاک سوخته تنها یادگاری است که خانوادهاش از او دارند. این کتاب بر اساس دستنوشتههای شهید در دوازده فصل نوشته شده است. راوی داستان خود شهید است و ماجرای سفری که شهید به سوریه داشت و تمام اتفاقات این سفر را در دفترچهای ثبت میکرد، بهصورت روایت داستانی بهرشتۀ تحریر درآمده است.
گزیدۀ کتاب راز پلاک سوخته
مشغول باز کردن گرههای بند پوتین شدم. بالاخره گرهها باز شد. شروع کردیم بند پوتین را بستن. من بند یک لنگه را موازی بستم. ابویاسین لنگۀ دیگر را ضربدری بست. با دیدن بند پوتینی که ابویاسین بست، هنگ کردم. این چهجور بستن بند است؟ سوزنم گیر کرد. من با این وضع هیچجا نمیآیم. ابویاسین وقتی وضعم را دید، با التماس گفت: «وسط جنگ هستیم. جان من بپوش برویم. حالا هرجور بند را ببندی وسط درگیری کسی به بستن بند پوتین نگاه نمیکند.»
برای تهیه کتاب راز پلاک سوخته و سایر آثار نویسنده، کلیک کنید.



واقعا چه دسته گلهایی از دست دادیم. خدا رحمتشان کند. عالی بود کتاب.
واقعا چه دسته گلهایی از دست دادیم. خدا رحمتشان کند. عالی بود کتاب.
کتاب خیلی خوبی بود. مفید. سلام بر این شهید بزرگوار.
قلم خوب و روایت تاثیر گذاری بود. ممنون از چاپ این کتاب.
چه قدر حیف که امثال شهید این کتاب را دست دادیم. دسته گلهایی که دیگر تکرار نمی شوند. عالی بود.
من این شهید بزرگوار و شهید عشریه رو قبل از شهادت میشناختم، دستنوشته های خودش واقعا گویای شخصیت واقعی این شهیده، مخصوصاً فصل 12 این کتاب که انسان رو از خود بیخود میکنه. من کتابهای مطرح با این موضوع رو خوندم ولی مهمترین تفاوت و ویژگی منحصر بفرد این کتاب اونه که، اتفاقات کاملآ از زاویه دید خود شهیده، تا چند ساعت قبل از شهادت. این دست نوشتهها فوقالعاده است. شاید اسامی افراد بکار رفته در کتاب زیاده و خواننده ی کم گیج بشه، اما چون محور اصلی خود شهیده، اصلأ کسل کننده نیست. حتماً توصیه میکنم بخونید مخصوصاً فصل 12 که اوج ماجراست. ابویاسین هم شهید حسین جوینده است که پس از 2 سال فراق، در سال 97 و حین آموزش به شهادت رسید.
جام زهر
روایت سوم
کاش برگردی
خط مقدم
دیدم که جانم میرود
سربلند
مردی که می خواست زنده بماند
مردی که هوای آسمان راداشت
مردی که نمی خواست دیده شود
مردی که می توانست پروازکند
دوره آسمان دار
مسافرسعید
یحیی
دوره خانه عنکبوت
شیرین وعامریه
سالنامه یادگار1405
ایوان ملکوت
پرچم پرنده
شهیدمرتضی حسین پور
جریان شناسی تحریف
آقای فهمیده
روزهای اردیبهشت
پهلوان مرحمت
بادیگارد.خاطرات سرتیم حفاظت محسن رضایی
پروازدرمهران
شهیدکاظم عاملو
خلبان اف 14
راض بابا
عروسی پشت خاکریز
عارف12ساله
یکی مثل شما
طلایه دار
می روم تا مجنون بماند
مهاجرهندیجان
برای بارآخربخند
فانوسی که افسانه نبود
حاج ابوالفضل
خط تماس
ادی...
کارخانه نمک