دنیای ستاره ای
رقعی
۱۲۰
۱۴۰۵
۹۷۸۶۲۲۲۸۵۳۶۵۵
روایتهایی از زندگی رهبر شهید، سید علی خامنهای از سال 1357 تا 1368
همه میدانستند که بعد از 22 بهمن و لحظه پیروزی انقلاب اسلامی، مشکلات تمام نمیشود. اما اینکه تاریخ، همه جور اتفاقات طاقتفرسایش را سخاوتمندانه خالی کند توی سالهای بعد از انقلاب، نوبر بود.
توی این کتاب، شما هستید و آقاسیدعلی خامنهای و دریایی از چالشها. میگویند که آدمها را توی سختی میتوان شناخت. بفرمایید! برای شناخت آقاسیدعلی خامنهای، چه چیزی بهتر از ماجراهای سالهای بعد از انقلاب؟ از کشتن هموطن به دست هموطن بگیرید تا شروع جنگ و صدای موشک صدام؛ از روزهای نداشتن سیمخاردار تا روزهای تأسیس کارخانۀ هواپیما؛ از دیدار با آقای «ماندِلّا» تا سخنرانی برای «کیم ایل سونگ»؛ و خلاصه از اولین روزهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تا اولین روزهای انتخاب آقای خامنهای بهعنوان دومین رهبر انقلاب. همه را یکجا میبینید.
چرا باید «دنیای ستارهای» را بخوانیم؟
کشف اینکه چگونه سالهای طلاییِ کودکی و نوجوانی، پایههای فکری و اخلاقیِ یک رهبر بزرگ را بنا کرده.
تماشای امام شهید انقلاب در قامت نوجوانی کنجکاو، درسخوان و پرشور که برای هر جوانی میتواند الگویِ «شدن» باشد.
این کتاب به والدین و مربیان نشان میدهد که چگونه میتوان فرزندانی با دغدغههای بزرگ و نگاهی وسیع به جهان تربیت کرد.
روایت و نثر این اثر سرزنده و جذاب است و مخاطب را بدون خستگی با خود همراه میکند.
یاد میگیریم که علمآموزی و مطالعه، فراتر از یک ابزار شغلی، راهی برای رسیدن به سعادت است.
این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
والدین، معلمان، طلاب و مربیان دغدغهمند: کسانی که به دنبال الگوهای عملی برای تربیت نسل آینده هستند.
نوجوانان و جوانان: برای کسانی که میخواهند بدانند نخبگی و بزرگی از کجا شروع میشود و چگونه میتوان در جوانی، مسیرِ درستِ زندگی را پیدا کرد.
اهالی کتاب و مطالعه: دوستدارانِ روایتهای داستانی که بر پایه واقعیتهای تاریخی نوشته شده است.
گزیدهای از کتاب «دنیای ستارهای»:
فقط چهار روز از شروع جنگ گذشته بود. طبق این گزارش، نهایتاً تا سه هفتۀ دیگر، کل موجودی نیروی هوایی، تبدیل میشد به آهنقراضه. آقای خامنهای بدجور شوکه شد. مشکل را برد پیش امام خمینی(ره). امام همینکه گزارش را شنید، سر ضرب، بدون هیچ تردید و حیرتی گفتند: «شما بگویید بروند بجنگند؛ ما میتوانیم!»
آقای خامنهای هم نگفتند:«چطوری؟» اول از همه همین پیغامِ دوکلمهای امام را رساندند به همۀ فرماندهان.
«ما میتوانیم» در ظاهر فقط دو کلمه بود؛ اما باور آقا به همین پیام کوتاه، شبیه چوب جادویی هری پاتر، معجزهها بهپا کرد.
آقای خامنهای خودش شد پشتیبان بچهها برای عملی شدن پیام امام؛ طوری که کمکم از تعمیر قطعه شروع شد و کار رسید به ساخت هواپیمای جنگی.


