سکوی پنهان
رقعی
۳۶۸
۱۴۰۱
۹۷۸۶۰۰۹۶۱۴۱۳۴
«سکوی پنهان»:
رژیم اشغالگر اسرائیل، سالها است خودش را صاحب مال و جان مردم فلسطین میداند و با ساخت اسلحه و قدرتنمایی بسیاری از کشورها را مطیع خود کرده است اما نمیداند غرورش باعث آسیبپذیریاش میشود.
داستان این رمان، روایتی است جذاب، پیرامون احداث یک سکوی حفاری نفتی در شمال صحرای سینا توسط رژیم غاصب پس از جنگ شش روزه اعراب و اسراییل که با مقاومت و نفوذ اطلاعاتی و عملیاتی جوانان مصری این رژیم شکست خورده و موفق به احداث این سکو نمیشود.
برشی از کتاب:
تمام تحلیلها بدون استثنا حکایت از آن داشتند که تلاشهای دیپلماتیک با وجود فشردگی و سنگینی، هیچ نتیجهای در بر نخواهند داشت و اسرائیل مصمّم به اجارۀ سکّوی حفّاری است. برخی اخبار نیز حاکی از آن بود که اجارۀ سکّوی حفّاری صورت گرفته است. چند هفته گذشت و هیچکس از مکان سکّوی حفّاری اطلاعی در دست نداشت. مصریها در تحرک گسترده و سنگین خود، گسترۀ وسیعی از دریاها و بندرهای دنیا را پوشش دادند و اطلاعاتی را به دست آوردند. همۀ این اطلاعات یک مطلب را تأیید میکردند: «سکّوی حفّاری اکنون وجود خارجی دارد و اسرائیل آن را اجاره کرده است. اما اکنون این سکّو کجا است؟ رویدادها با شتاب فراوان پشتسر هم روی میداد و دیگر هیچ نیرویی روی زمین یافت نمیشد که بتواند مانع آن شود. گوی آتشین از فراز کوه سرازیر شده بود، بهسمت هدف میتاخت و همهچیز را در مسیر خود میبلعید. فرار سکّو در «داکار»، اشتیاق بسیاری برای انجام عملیات در جان نیروها بهجای گذاشته بود و دیگر کسی از سختیها و پیامدهای آن نمیهراسید. غواصان پس از بازگشت از داکار دوباره به محل سرّی خود بر فراز کوه «المقطم» بازگشته بودند. در آن ویلای متروک مانده بودند و از آن خارج نمیشدند. آنها منتظر «ندیم جگرشیر» بودند تا هرشب دربارۀ همۀ مسائل دنیا بیش از یک ساعت صحبت کنند؛ آنهم بدون اینکه هیچیک از آنان سخنی از سکّو بگوید، یا سؤالی دربارۀ آن بپرسد. آنان دیگر مأموریت خود را میدانستند، ولی هنوز نمیدانستند کجا باید به سکّو حمله کنند تا آن را نابود سازند.


این رمان واقعا جذاب و خواندنی هست. به همه پیشنهاد میشه که این کتاب با ارزش را بخوانند
چه قدر این کتاب خوب و مفیده. عالی مورد پسند.
عالی بود این کتاب. حتما مطالعه شود و ممنون از چاپ این کتاب.
از اون رمانهایی هست که تا تمومش نکنی، از سر جایت بلند نمی شوی.
یه روایت خوب و مستند و بدون هیچ گونه حاشیه. حتما مطالعه کنید.
رمانی جذاب با قلمی روان وسوژه ای جذاب. خیلی خوب بود.
روایتی جذاب از پیچیدهترین مأموریت سازمان اطلاعات و امنیت مصر.
شکارشکارچی1
شکارشکارچی2
نفوذدرموساد
جام زهر
روایت سوم
کاش برگردی
خط مقدم
دیدم که جانم میرود
سربلند
ازمعراج برگشتگان جلداول
دوره طلاش کن
آخیش بی آخیش
سکتورسعید
آرزوی راضیه
حوالی احمد
بمب انرژی
پازل اتمی
جهشی
سردسته صمپزف ها
سکوت تاسوکی
دوره تربیت اسلامی
روایت آتش
وعده صادق
سکوی پنهان
بی سرزمین
صعودبه پرتگاه
شکارشکارچی1
نفوذدرموساد
اشک دشمن
شیفته تلویزیون
جنگ درسرزمین مصر
کودک،سربازودریا
زندان خون
بابالنگ دراز
برادربزرگ تر
رازکشتی اسب شاخ دار .تن تن11
انگشت جادویی
تونل زمان
آنی شرلی درگرین گیبلز
یک تکه زمین کوچک
الهه غروب
به نقش گلیم
چشم های فسفری