ایستاده در آتش
خاطرات سردار شهید ناصر باباجانیان
سردار شهید ناصر باباجانیان یکی از مالک اشترهای رشید، دلیر، ولایی و جهادی خطۀ سرسبز مازندران(بابل) است که برای دفاع از انقلاب اسلامی و مقابله با دشمنان نظام و کشورمان ایران وارد میادین نبرد شد. در جبهههای غرب، شمالغرب، جنوب کشور در مسئولیتهای مختلف حماسهآفرینی کرد. این اثر به روایت زندگی این شهید عزیز میپردازد.
برشی از متن کتاب ایستاده در آتش
خیلی دوست داشتم که بچهام پسر باشد و چقدر آمدن این پسرکم خوشحالم کرده بود. اسمش را گذاشتیم «ناصر». فصل کشاورزی بود و عطر شالی همراه هر نسیمی به مشام میرسید. نمیشد کار کشاورزی را رها کرد. نان بازو را میخوردیم و عادت کرده بودیم به سختکوشی. ناصر را که داخل گهواره گذاشتم، چادر به کمر بستم و رفتم که کار زراعتمان روی زمین نماند. کمی که گذشت و ناصر قویتر شد، او را همراه خودم میبردم. کنار زمین کشاورزی چالهای میکندم و ناصر را در آن چاله میگذاشتم و میرفتم داخل زمین کشاورزی و مشغول کار میشدم. گهگدار میآمدم سر میزدم. نگران بودم که مار یا حشرات او را گاز نگیرند. خیلی چاق و تپل بود. کمکم پَرچین را میگرفت و از جا پا میشد. یواشیواش سعی میکرد راه برود. خانمهای همسایه که ناصر را میدیدند کیف میکردند. به من میگفتند: «نگذار بچهات جلوی چشم مردم راه برود، عدهای حسودند، چشم میزنند!»
باشد.
برای تهیه کتاب ایستاده در آتش و سایر آثار نویسنده کلیک کنید.


واقعا جذاب و خواندنی بود این کتاب.
کتابی خوب و مفید بود. خاطرات کوتاه و روان.
پروازدرمهران
عطر آبان
سلحشور شانزده ساله
شکار مرغابی ها
یادداشت های یک غواص
طاهرخان طومان
شهیدعزیز
خداحافظ دنیا
غواص دریادل
از ام الرصاص تا خان طومان
جام زهر
روایت سوم
کاش برگردی
خط مقدم
دیدم که جانم میرود
سربلند
ازمعراج برگشتگان جلداول
بمب انرژی
سکوت تاسوکی
پازل اتمی
جهشی
سردسته صمپزف ها
آخیش بی آخیش
سعیدسکتور
حوالی احمد
شهیدمحسن فخری زاده
دوره ردپای نور
دوره تربیت اسلامی
طرح محواسرائیل
رایحه