کودک قرن
وزیری
۲۴
۱۴۰۱
۹۷۸۶۰۰۰۱۰۹۹۸۱
کودک قرن؛
روایت کودکی و زندگی طاهره صفارزاده
این اثر یکی از جلدهای مجموعه «کودکی نامداران» کاست که به زندگی و دوران کودکی طاهره صفارزاده، شاعر و نویسنده نامدار ایرانی، میپردازد. این کتاب با روایتی ساده و مناسب نوجوانان، خواننده را با سالهای کودکی و مسیر رشد شخصیتی صفارزاده همراه میکند؛ کودکیای که با وجود دشواریها، سرشار از تجربه، تلاش و علاقه به شعر و ادبیات بوده است.
یکی از ویژگیهای جذاب کتاب، روایت زندگی طاهره صفارزاده از زبان خود اوست. این شیوه باعث میشود مخاطب احساس کند مستقیماً با شخصیت اصلی داستان همراه شده و خاطرات و تجربههای او را از زبان خودش میشنود. در کنار زندگی شخصی صفارزاده، فضای اجتماعی و سیاسی ایران در روزگار کودکی او نیز در لابهلای روایت دیده میشود.
چرا کتاب «کودک قرن» را بخوانیم؟
• با زندگی و دوران کودکی یکی از شاعران و چهرههای فرهنگی برجسته ایران آشنا میشویم.
• میبینیم چگونه علاقه به شعر و ادبیات میتواند از سالهای کودکی شکل بگیرد و به مسیری جدی در زندگی تبدیل شود.
• با بخشی از شرایط اجتماعی و فضای زندگی مردم ایران در دوران کودکی صفارزاده آشنا میشویم.
• کتاب نشان میدهد دشواریهای زندگی همیشه مانعی برای رشد و رسیدن به استعدادها نیستند.
• روایت اولشخص کتاب، زندگی طاهره صفارزاده را برای مخاطب نوجوان ملموستر و جذابتر میکند.
اثر حاضر برای چه کسانی مناسب است؟
نوجوانان: بهویژه دانشآموزان دوره ابتدایی و متوسطه اول که به داستان و زندگی شخصیتهای برجسته ایرانی علاقه دارند.
علاقهمندان به شعر و ادبیات فارسی: برای کسانی که میخواهند پیش از آشنایی با آثار صفارزاده، با زندگی و دوران کودکی او آشنا شوند.
والدین و مربیان: برای معرفی مفاخر ادبی و فرهنگی ایران به کودکان و نوجوانان در قالب روایتی ساده و داستانی.
علاقهمندان به مجموعه «کودکی نامداران»: برای کسانی که دوست دارند با زندگی چهرههای برجسته فرهنگ و هنر ایران از دوران کودکی آشنا شوند.
گزیده ای از کتاب «کودک قرن»:
وقتی شش سالم به رسید حسین من را ثبت نام کرد من تلاش میکردم با مطالعهی کتاب و خواندن کتابهای گلستان و بوستان سعدی، غم دوری پدر و مادرم را فراموش کنم. در مدرسه دانش آموزی ساکت کم حرف و جدی بودم. خواهرم هر من را به مدرسه میبرد و بر میگرداند بودن در کنار او برایم آرامش بخش بود. در راه مدرسه همهی اتفاقات آن روز را برایش تعریف میکردم. خواهرم تا پایان ششم ابتدایی درس خوانده بود و ریاضیات را خوب میدانست و خط بسیار زیبایی داشت. او مشوق و فرشتهی مهر و صفای من بود. کم کم ما به کرمان و خانهی دایی حسین عادت کردیم


