اکبرکاراته وچشم آبی
رقعی
۱۳۶
۱۴۰۱
۹۷۸۶۰۰۶۷۹۸۰۱۱
اکبر کاراته و چشم آبی؛
ماجرایی طنزآمیز از روزهای دفاع مقدس
روایتی طنزآمیز از فضای جبهه و روزهای دفاع مقدس که ماجراهای آن با محوریت شخصیت «اکبر کاراته» پیش میرود. در این روایت، اتفاقات و خاطراتی از زندگی رزمندگان با زبانی ساده و شوخطبعانه بیان میشود و فضای متفاوتی از روزهای جنگ را پیش روی مخاطب قرار میدهد.
طنز کتاب در دل همان اتفاقات و موقعیتهایی شکل میگیرد که رزمندگان در دوران حضورشان در جبهه با آن روبهرو بودهاند. شخصیت «اکبر کاراته» نیز در مرکز این ماجراها قرار دارد و اتفاقاتی که برای او و اطرافیانش رخ میدهد، روایت کتاب را پیش میبرد.
«اکبر کاراته و چشم آبی» از آن دسته کتابهایی است که به جای روایت مستقیم و جدی از جنگ، سراغ لحظههای طنز و خاطرهانگیز زندگی رزمندگان میرود و تلاش میکند این بخش از فضای دفاع مقدس را با زبانی روان برای مخاطب روایت کند.
چرا کتاب «اکبر کاراته و چشم آبی» را بخوانیم؟
• برای خواندن روایتی طنزآمیز از فضای دفاع مقدس.
• برای آشنایی با بخشی از لحظات غیررسمی و خاطرهانگیز زندگی رزمندگان.
• برای همراه شدن با ماجراهای شخصیت «اکبر کاراته».
• برای تجربه روایت جنگ از زاویهای متفاوت و طنزآمیز.
• برای علاقهمندان به کتابهای خاطرات و داستانهای طنز دفاع مقدس.
این کتاب برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب برای نوجوانان و علاقهمندان به روایتهای طنز دفاع مقدس، خاطرات رزمندگان و داستانهای کوتاه و سرگرمکننده با حالوهوای جبهه مناسب است.
گزیده ای از کتاب «اکبرکاراته و چشم آبی»:
اول که سلام کردم ,فکر کردم تحویلم می گیرند;انگار برای خودم آدمی هستم. تا گفتند جغله باشی و هیچم به حساب نیاوردند,دلم شکست ...
رحیمی گفت : الهی خمپاره های عراقی قربان آن صورت نورانی ات بروند !خواب میدیدم که خمپاره ها میگفتند"دلمان برااای نصر الله لک زده!دوست داریم به آسمان بدرقه اش کنیم!


