رزمنده قاچاقی
۱۶۰,۰۰۰ تومان

رقعی

۷۲

۱۴۰۱

۹۸۷۶۰۰۹۷۳۴۵۴۲

رزمنده قاچاقی؛ 
وقتی جنگ، قصه‌ای برای خندیدن می‌شود
جنگ همیشه با صدای گلوله و تصویرهای تلخ روایت نمی‌شود؛ گاهی می‌توان از دل همان روزهای سخت، قصه‌هایی پیدا کرد که لبخند به لب می‌آورند و در عین حال، گوشه‌ای از حال‌وهوای جبهه را به مخاطب نشان می‌دهند.
«رزمنده قاچاقی» مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه با موضوع جنگ و دفاع مقدس است که این بار سراغ زبان طنز رفته است. در این کتاب، قرار نیست نوجوان با یک روایت سنگین و خشک از جنگ روبه‌رو شود؛ بلکه موقعیت‌های طنزآمیز و داستان‌های کوتاه، فضای متفاوتی از زندگی رزمندگان را پیش چشم او می‌آورند؛ فضایی که در کنار سختی‌های جنگ، لحظه‌های شیرین، شوخی‌ها و اتفاق‌های غیرمنتظره هم در آن وجود داشته است. 
همین نگاه طنزآمیز، یکی از ویژگی‌های مهم کتاب است؛ چراکه به جای فاصله گرفتن مخاطب نوجوان از موضوع جنگ، راهی ساده‌تر برای نزدیک شدن او به این بخش از تاریخ معاصر باز می‌کند. «رزمنده قاچاقی» تلاش می‌کند نشان دهد رزمنده‌ها فقط در موقعیت‌های حماسی و جدی دیده نمی‌شدند؛ آنها زندگی روزمره، رفاقت، شوخی و لحظه‌های خنده‌دار خودشان را هم داشتند.
چرا کتاب «رزمنده قاچاقی» را بخوانیم؟
•  چون دفاع مقدس را از زاویه‌ای متفاوت و با زبان طنز و داستان کوتاه روایت می‌کند.
•  برای نوجوانی که با روایت‌های جدی و طولانی جنگ ارتباط کمتری برقرار می‌کند، می‌تواند راهی جذاب‌تر برای آشنایی با فضای جبهه باشد.
•  داستان‌های کوتاه کتاب فرصت می‌دهند مخاطب در هر نوبت، یک ماجرای مستقل و سرگرم‌کننده را بخواند.
•  کتاب یادآوری می‌کند که در دل روزهای سخت جنگ هم، رفاقت، شوخی و لحظه‌های شیرین زندگی جریان داشته است.
این کتاب برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب برای نوجوانان علاقه‌مند به داستان‌های طنز و دفاع مقدس، خانواده‌هایی که می‌خواهند فرزندانشان را با روایت‌های متفاوتی از زندگی رزمندگان آشنا کنند و مربیان و فعالان فرهنگی حوزه کودک و نوجوان مناسب است؛ به‌ویژه برای کسانی که به دنبال اثری کوتاه، داستانی و غیرکلیشه‌ای درباره فضای جنگ هستند.
گزیده ای از کتاب «رزمنده قاچاقی»»:
قبل از ورود به جبهه، باید یک دوره ی آموزشی پانزده روزه می گذراندیم تا با حال و هوای جنگ و جبهه بیشتر آشنا شویم. این دوره آموزشی برای همه ی رزمنده های تازه کار سخت بود و برای ما سخت تر؛ چون از شانس نداشته مان گیرِ یک سرهنگ ارتشیِ قلچاق افتاده بودیم. چهارشانه، قدبلند، سیاه، موهای فرفری و سبیل های دسته فرغونی؛ خلاصه ترکیبی داشت که هان مرده شورش را می بردند بهر بود.
اخلاقش هم بی شباهت به ترکیبش نبود. اسماعیل می گفت اخلاقش گوره خری است؛ یعنی یک روز سفید است و خوب، یک روز سیاه است و بد. هر روز یکی دو ساعت آموزش نظامی با ما کار میکرد و بعد اگر صلاح می دانست آزادمان می کرد تا به بقیه ی کلاس ها برسیم. پدری از ما درآورده بود که بیا و ببین. یک روز صبح که از هان روزهای سیاهِ جناب سرهنگ به شمار میرفت، بشمار سه، آمدیم داخل محوطه ی پادگان و به خط شدیم.

کتب دیگر انتشارات مطاف عشق ، سیره شهدا
ما رادر شبکه های اجتماعی دنبال کنید