شهر فرنگی؛
تماشای تهران قدیم از دریچه چشم کمال
در «شهر فرنگی»، مخاطب همراه کمال وارد کوچهها و محلههای تهران قدیم میشود و با اتفاقهای ساده اما شیرین زندگی او و اطرافیانش همراه میشود. یکی از روایتهای این جلد درباره آمدن «عمو شهر فرنگی» به محله کمال و شوق او برای تماشای شهر فرنگی است؛ اتفاقی ساده که دریچهای به دنیای سرگرمیها و سبک زندگی کودکان آن روزگار باز میکند.
میرکیانی در این مجموعه، خاطرات و تجربههای نوجوانی خود را دستمایه داستانهایی کرده که هم برای نوجوانان جذاباند و هم برای بزرگترها حالوهوایی نوستالژیک دارند. «شهر فرنگی» فرصتی است برای قدم زدن در تهران قدیم و دیدن بخشی از زندگی مردم آن روزگار، از نگاه یک نوجوان معمولی.
چرا این کتاب را بخوانیم؟
• با سبک زندگی، سرگرمیها و فضای اجتماعی تهران در دهه ۴۰ آشنا میشویم.
• داستانهای کوتاه و ساده کتاب، خواندن را برای نوجوانان جذاب و روان میکند.
• میتوانیم بخشی از خاطرات و تجربههای نسلهای گذشته را از دریچه داستان ببینیم.
• اتفاقهای ساده زندگی کمال نشان میدهد که حتی ماجراهای معمولی هم میتوانند به قصههایی شیرین و ماندگار تبدیل شوند.
• برای بزرگترها، کتاب حالوهوایی نوستالژیک دارد و یادآور روزهای کودکی و نوجوانی نسلهای گذشته است.
•
کتاب «شهر فرنگی» برای چه کسانی مناسب است؟
نوجوانان: برای کسانی که به داستانهای کوتاه، طنز و ماجراهای نوجوانانه علاقه دارند.
علاقهمندان به تاریخ و فرهنگ ایران: برای کسانی که دوست دارند با سبک زندگی مردم در تهران قدیم آشنا شوند.
والدین و بزرگسالان: برای کسانی که به داستانهای خاطرهانگیز و روایتهای نوستالژیک از دوران کودکی علاقهمندند.
علاقهمندان به محمد میرکیانی: برای خوانندگانی که از داستانهای ساده، شیرین و فرهنگمحور این نویسنده لذت میبرند.
گزیده ای از کتاب «شهر فرنگی»:
صدای سیب زمینی فروشِ دورهگرد از توی خیابان آمد. مادرم گفت: کمال زود باش! زنبیل را بردار و دو کیلو سیب زمینی پیاز بخر. دویدم و از جلوی در آشپزخانه کوچک خانه زنبیل را برداشتم و دویدم. در حیاط را که باز کردم، دوباره صدای مرد را شنیدم: آقا پیازه، گلِ نازه!


