مرغداری در میدان جنگ

مرغداری در میدان جنگ

۳۹۵,۰۰۰ تومان

خشتی

۲۲۶

۱۴۰۰

۹۷۸۹۶۴۹۷۳۷۳۷۹

مرغداری در میدان جنگ؛ 
خاطرات طنزآمیز از زندگی رزمندگان در جبهه
در روزهای جنگ، زندگی رزمندگان فقط به عملیات و لحظه‌های سخت میدان نبرد محدود نمی‌شد. در کنار همه آن اتفاق‌ها، ماجراهای روزمره و گاه عجیبی هم رخ می‌داد که سال‌ها بعد، نقل کردنشان می‌توانست لبخند به همراه داشته باشد.
«مرغداری در میدان جنگ» مجموعه‌ای از خاطرات طنزآمیز درباره زندگی رزمندگان در دوران دفاع مقدس است. در این روایت‌ها، حیوانات و ماجراهایی که حضورشان در فضای جبهه اتفاق‌های غیرمنتظره‌ای برای رزمندگان رقم زده، دستمایه روایت قرار گرفته‌اند.
این خاطرات، بخشی از تجربه‌های رزمندگان لشکر ۱۷ علی‌بن‌ابیطالب(ع) را با زبانی طنز روایت می‌کنند و مخاطب را با وجهی متفاوت از زندگی در جبهه آشنا می‌سازند؛ وجهی که در آن، اتفاق‌های ساده و روزمره هم می‌توانند به خاطراتی ماندگار و شنیدنی تبدیل شوند.
زبان طنز و روایت خاطره‌محور کتاب، آن را به اثری خواندنی برای مخاطبانی تبدیل کرده که می‌خواهند درباره دفاع مقدس و زندگی رزمندگان، روایت‌هایی متفاوت از خاطرات معمول جنگ بخوانند.
چرا کتاب «مرغداری در میدان جنگ» را بخوانیم؟
•  برای خواندن خاطراتی طنزآمیز از فضای جبهه و زندگی رزمندگان.
•  برای آشنایی با اتفاق‌های روزمره و غیرمنتظره‌ای که در دوران دفاع مقدس برای رزمندگان رخ داده است.
•  برای دیدن بخشی متفاوت از زندگی رزمندگان در کنار روایت‌های معمول و حماسی دفاع مقدس.
•  برای نوجوانانی که به خاطرات جنگ با زبان ساده، صمیمی و طنز علاقه دارند.
•  برای علاقه‌مندان به خاطرات شفاهی و ادبیات طنز دفاع مقدس.
این کتاب برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب برای نوجوانان و علاقه‌مندان به خاطرات دفاع مقدس، ادبیات طنز و روایت‌های خاطره‌محور از زندگی رزمندگان مناسب است؛ به‌ویژه کسانی که ترجیح می‌دهند با بخشی از تجربه‌های جبهه از زاویه‌ای متفاوت و طنزآمیز آشنا شوند.
گزیده ای از کتاب «مرغداری در میدان جنگ»:
فردا صبح زودتر از روزهای دیگر بلند شدیم به عشق تخم مرغ دیگر شب‌ها با خیال تخم مرغ می‌خوابیدیم و صبح‌ها به عشق تخم مرغ بیدار می‌شدیم اما فردا صبح همان آش بود و همان کاسه نه تخم مرغی به کار بود و نه حتی یک پوسته کوچک از تخم مرغ تا دلمان خوش باشد که حداقل این مرغها تخم گذارند. هر سه تا کمر رفته بودیم توی کولر و داشتیم کجه را جست وجو می‌کردیم که صدایی شنیدیم:«به به برادرها خسته نباشید توی کولر دنبال عراقیها می‌گردید؟» هرسه باهم سرمان را از کولر درآوردیم. دوتا از بچه‌های مرکز پیام بودند. یکی‌شان چوب کبریتی در دست داشت و داشت دندانش را خلال می‌کرد. سید گفت: «نه خیر! دنبال تخم مرغ هستیم اما انگار این مرغها اهل تخم گذاشتن نیستن.»

کتب دیگر سیدسعید هاشمی
کتب دیگر انتشارات کتاب جمکران
ما رادر شبکه های اجتماعی دنبال کنید