کتاب مخفی
رقعی
۹۲
۱۴۰۱
۹۷۸۹۶۴۹۷۳۶۵۴۹
کتاب مخفی؛
روایتی از غدیر در دل یک سفر پرمخاطره
«کتاب مخفی» داستان ماهان، مردی ایرانی است که برای شفای چشمهای فرزندش، شهر به شهر به دنبال طبیب میگردد. وقتی میشنود در مدینه پیامبری از جانب خداوند مبعوث شده که معجزه میکند، راهی مدینه میشود و سرانجام فرزندش شفا پیدا میکند.
ماهان در جریان این سفر با آخرین حج رسول خدا(ص) همراه میشود و در واقعه غدیر خم حضور پیدا میکند. پس از آن، تصمیم میگیرد تاریخ سفر خود، آخرین حج پیامبر(ص) و ماجرای غدیر خم را بنویسد و برای آگاهکردن ایرانیان از واقعه غدیر، راهی ایران شود.
اما این سفر به همین سادگی پیش نمیرود. ماهان در مسیر بازگشت با ماجراهایی روبهرو میشود و کسانی که نمیخواهند خبر غدیر به ایران برسد، در پی یافتن و از میان برداشتن او هستند. به این ترتیب، کتابی که ماهان نوشته و قصد دارد آن را به ایران برساند، به محور اصلی یک ماجرای پرمخاطره تبدیل میشود. در این میان، داستان به تقابل ماهان با منافقان صدر اسلام و حوادث مربوط به رسول خدا(ص) و امیرالمؤمنین(ع) نیز میپردازد.
چرا کتاب «کتاب مخفی» را بخوانیم؟
• چون واقعه غدیر خم را در قالب یک داستان روایت میکند.
• چون زندگی و سفر ماهان، مردی ایرانی که شاهد واقعه غدیر بوده، محور اصلی داستان است.
• چون در داستان، آخرین حج رسول خدا(ص) و ماجرای غدیر خم روایت میشود.
• چون رساندن خبر غدیر به ایرانیان و جلوگیری از رسیدن این خبر، بخش مهمی از ماجرای کتاب را شکل میدهد.
• چون داستان، ماهان را در تقابل با منافقان صدر اسلام و در ارتباط با حوادث مربوط به رسول خدا(ص) و امیرالمؤمنین(ع) قرار میدهد.
این کتاب برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب برای نوجوانان و جوانانی مناسب است که به داستانهای تاریخی و مذهبی و روایتهای داستانی درباره غدیر خم علاقه دارند. «کتاب مخفی» در فهرست منابع آموزشی و تربیتی منتخب نیز برای دانشآموزان پایههای دهم، یازدهم و دوازدهم معرفی شده و در حوزه داستانهای فارسی و داستانهای مذهبی قرار گرفته است.
گزیده ای از کتاب «کتاب مخفی»:
از سرعت اسب کم شد و نصرانی آرام و آهسته به خیمه ها نزدیک شد. تعداد خیمه ها زیاد نبود. پنج یا شش خیمه در کنار هم بر خاک افراشته شده بود. نصرانی افسار اسب را می کشد. اسب شیهۀ آرامی می کشد و می ایستد. دو نفر شمشیردار در دل تاریکی، از خیمه بیرون آمده و برابر نصرانی می ایستند. نفر سوم با مشعلِ بزرگی در دست از پشت سرشان پیش آمده و مشعل را تا جایی که می تواند بالا نگه می دارد تا صورت نصرانی را ببیند.


