مژده گل/ داستان هایی اززندگی امام زمان(عج)

مژده گل/ داستان هایی اززندگی امام زمان(عج)

۲۵۰,۰۰۰ تومان

وزیری

۴۶

۱۴۰۱

۹۷۸۹۶۴۹۷۳۴۶۴۴

مژده گل: داستان‌هایی از زندگی امام زمان؛
روایتی صمیمی برای آشنایی با نوری که در پسِ پرده غیبت، امیدبخش قلب‌هاست.
این کتاب در قالب داستان‌هایی کوتاه و شیرین، خواننده را به سفری در دلِ روایات و حکایات مرتبط با آخرین امام شیعیان می‌برد. اثر پیش رو با نگاهی متفاوت به دوران زندگی، ویژگی‌های اخلاقی و حوادثی که در ارتباط با امام دوازدهم نقل شده، تلاش کرده است تا فضای ذهنی کودکان و نوجوانان را با مفاهیم مهدویت پیوند بزند.
داستان‌های این مجموعه، نه صرفاً بازخوانی خشکِ تاریخ، بلکه ترسیمِ لحظاتی است که پیوند عاطفی و ایمانی مخاطب را با شخصیتِ امام زمان (عج) تقویت می‌کند. این اثر به عنوان مجلدی از یک مجموعه چهارده‌گانه که به زندگی چهارده معصوم می‌پردازد، تلاش کرده تا با زبان قصه و خیال، پلی میان واقعیت‌های تاریخی و دنیای پرشور کودکان و نوجوانان ایجاد کند تا درک مفاهیم انتزاعی مهدویت برایشان ملموس‌تر شود.
چرا این کتاب را بخوانیم؟
روایت‌های داستانی کوتاهساختار کتاب به‌گونه‌ای است که داستان‌ها کوتاه و مجزا هستند، که این موضوع تمرکز و حوصله مخاطبِ کودک و نوجوان را در نظر می‌گیرد.
زبان صمیمانه: دوری از لحن سنگینِ متون روایی سنتی و استفاده از ادبیات داستانی که ارتباط گرفتن با شخصیت‌ها و وقایع را آسان‌تر می‌کند.
اتصال عاطفی با مفهوم مهدویت: به جای ارائه‌ی اطلاعاتِ صرفاً نظری، بر جنبه‌های اخلاقی و امیدبخش زندگی و آموزه‌های مرتبط با امام زمان تمرکز دارد.
بخشی از یک مجموعه هدفمند:** به عنوان بخشی از یک کلِ منسجم درباره زندگی چهارده معصوم، نگاهی متوازن و جامع به سیره پیشوایان دینی را در قالب یک منظومه داستانی ارائه می‌دهد.
این کتاب برای چه کسانی مناسب است؟
کودکان و نوجوانان: به دلیل زبان ساده و قصه‌گو، بهترین مخاطبان این اثر هستند که می‌توانند از طریق این روایت‌های کوتاه، با فضای زندگی و شخصیت امام زمان (عج) انس بگیرند.
والدین: کسانی که به دنبال منابعی با محتوای دینی و تربیتی جذاب برای فرزندان خود هستند تا از طریق مطالعه مشترک، مفاهیم اعتقادی را در فضای خانه پررنگ کنند.
مربیان و فعالان تربیتی: برای استفاده در کلاس‌های درس، حلقه‌های تربیتی و محیط‌های فرهنگی که نیاز به خوراک محتوایی متناسب با سنین پایین برای بحث درباره مهدویت دارند.
گزیده ای از کتاب «مژده گل، داستان هایی از زندگی امام زمان»:
آسمان پر از گرد و غبار بود. چشم، چشم را نمی دید. باد لرزید و آن چهل نفر نلرزیدند. درخت ها خم و راست شدند؛ اما آنها هر جور بود، به راه خود ادامه دادند. سرانجام آن چهل مرد غریبه، مثل چهل چراغِ روشن، وارد شهر سامرا شدند. در میان آن همه خاک و غبار، سامرا در خواب بود. کوچه ها خواب بودند و آدمها و درخت ها و پرنده ها نیز در خواب. هیچ کس نفهمید آن چهل نفر از کدام دروازه ی شهر گذشتند. گویی مأمورها هم آ نها را ندیده بودند. آنها شب را خانه ی یکی از شیعیان استراحت کردند و فردا صبح، پنهانی و چندتا چندتا، با سر و رویی پوشیده،به خانه ی امام حسن عسکری (علیه‌السلام) رفتند. عثمان بن سعید بزرگِ آنها، توی حیاط، منتظر آن سی و نُه نفر دیگر ایستاد، تا سر انجام همه ی آن ها وارد خانه ی امام شدند. آن چهل مردِ دانشمند، از راهی دور به شهر سامرا آمده بودند. آنها نمایندگان امام حسن عسکری (علیه‌السلام) در میان شیعیانِ شهرهای دور و نزدیک بودند. وقتی نگاهشان به امام عسکری (علیه‌السلام) افتاد، صور تشان مثل گل باز شد و بر لب شان، شاپرک خنده نشست. عثمان بن سعید گفت: «خدا را شکر که این بار هم توانستیم شما را زیارت کنیم! » بقیه هم خدا را شکر کردند…

کتب دیگر مجید ملامحمدی
کتب دیگر انتشارات کتاب جمکران
کتب مرتبط
ما رادر شبکه های اجتماعی دنبال کنید