بزرگ شدی ریزه میزه

بزرگ شدی ریزه میزه

۲۴۰,۰۰۰ تومان

خشتی

۱۰۴

۱۴۰۲

۹۷۸۹۶۴۲۰۲۹۱۸۱

بزرگ شدی ریزه‌میزه؛ 
قصه بزرگ‌شدن یک نوجوان در روزهای انقلاب
کتاب داستانی نوجوانانه است که زندگی پسری به نام سپهر و خانواده پرجمعیتش را در سال‌های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی روایت می‌کند. داستان از دل اتفاق‌های ساده خانوادگی و روزمره شروع می‌شود، اما کم‌کم پای شخصیت‌های نوجوان به حوادث اجتماعی و مبارزات مردم علیه رژیم پهلوی باز می‌شود. (
نویسنده تلاش کرده تاریخ انقلاب را از زاویه‌ای نزدیک به دنیای نوجوانان روایت کند؛ به‌گونه‌ای که حوادث بزرگ تاریخی در کنار مدرسه، خانواده، دوستی، مهمانی و دغدغه‌های معمول نوجوانی قرار بگیرند. سپهر در مسیر داستان با اتفاق‌هایی روبه‌رو می‌شود که نگاهش به اطراف و معنای بزرگ‌شدن را تغییر می‌دهد. کتاب با زبانی صمیمی و رگه‌هایی از طنز، تصویری باورپذیر از حضور نوجوانان در روزهای منتهی به انقلاب ارائه می‌کند.

چرا کتاب «بزرگ شدی ریزه‌میزه» را بخوانیم؟
•  با بخشی از تاریخ انقلاب اسلامی از زاویه نگاه نوجوانان آشنا می‌شویم.
•  می‌بینیم اتفاق‌های بزرگ اجتماعی چگونه می‌توانند زندگی عادی یک خانواده را تحت تأثیر قرار دهند.
•  داستان، مفهوم رشد و مسئولیت‌پذیری را در دل ماجراهای یک نوجوان به تصویر می‌کشد.
•  زبان صمیمی و طنز کتاب، موضوعات تاریخی را برای مخاطب نوجوان خواندنی‌تر می‌کند.
•  کتاب فرصتی است برای آشنایی با نقش نوجوانان و کودکان در جریان مبارزات منتهی به انقلاب اسلامی. 

این اثر برای چه کسانی مناسب است؟
نوجوانان: برای کسانی که به داستان‌های پرماجرا، خانوادگی و تاریخی علاقه دارند.
علاقه‌مندان به تاریخ انقلاب: برای مخاطبانی که می‌خواهند وقایع انقلاب را از زاویه‌ای متفاوت و در قالب داستان دنبال کنند.
والدین و مربیان: برای کسانی که به دنبال اثری داستانی برای آشنایی نوجوانان با فضای اجتماعی و تاریخی سال‌های انقلاب هستند.
علاقه‌مندان به ادبیات نوجوان: برای کسانی که داستان‌های واقع‌گرایانه، صمیمی و همراه با طنز را می‌پسندند.
این کتاب همچنین در بخش کودک و نوجوان جایزه ادبی شهید اندرزگو به‌عنوان اثر برگزیده انتخاب شده است. 
گزیده ای از کتاب «بزرگ شدی ریزه میزه»:
وقتی سپهر از مدرسه به خانه برگشت عمه و شوهر عمه اش را دید و خیلی خوشحال شد. عمه چند بار صورتش را بوسید،و شوهر عمه با آن دماغ دراز و نوک تیز،با او حسابی خوش و بش کرد. مادر به سپهر اشاره کرد.سپهر دوید طرف اتاق و لباس هایش را عوض کرد بعد با عجله آمد و روی مبل کنار شوهر عمه نشست.

کتب دیگر انتشارات جمال
ما رادر شبکه های اجتماعی دنبال کنید