ابوعلی سینا .مشاهیرخندان

ابوعلی سینا .مشاهیرخندان

۲۳۵,۰۰۰ تومان

رقعی

۱۴۰

۱۴۰۴

۹۷۸۹۶۴۷۰۸۲۳۶۵

ابوعلی سینا حکیم بزرگی بود که تا امروز از او به عنوان استاد و پدر علم پزشکی یاد می‌شود؛ دانشمندی که با هوش خارق‌العاده، تلاش بی‌وقفه و عشق فراوان به یادگیری توانست نام خود را در تاریخ علم جاودانه کند.

این کتاب یکی از خواندنی‌ترین روایت‌ها از زندگی این نابغه‌ی ایرانی است که توانسته توجه مخاطبان زیادی، به‌ویژه کودکان و نوجوانان، را به خود جلب کند. نقطه‌ی قوت این اثر در این است که مانند بسیاری از زندگی‌نامه‌های معمولی تنها به تولد، تحصیلات و رویدادهای رسمی زندگی نمی‌پردازد؛ بلکه با استفاده از طنز و روایت‌های شیرین، زندگی ابوعلی سینا را به شکلی سرگرم‌کننده و متفاوت برای مخاطب بازگو می‌کند. همین لحن صمیمی و طنزآمیز باعث می‌شود خواننده در کنار آشنایی با زندگی این دانشمند بزرگ، لحظات مفرحی را نیز تجربه کند.

در این کتاب با شخصیت ابوعلی سینا از زاویه‌ی نگاه نویسنده آشنا می‌شویم؛ کودکی با استعداد خارق‌العاده و ذهنی کنجکاو که از همان سال‌های ابتدایی زندگی، نشانه‌های نبوغ در او دیده می‌شد. در بین روایت‌های بامزه و جذاب، خواننده با جزئیات جالبی از زندگی این حکیم ایرانی آشنا می‌شود و درمی‌یابد که بخش بزرگی از شهرت و جایگاه علمی او تنها به دلیل استعدادش نبود، بلکه نتیجه‌ی سال‌ها تلاش، مطالعه و پشتکار بی‌وقفه بود.

نویسنده در این اثر با روایت شیرین و سرگرم‌کننده‌ی خود نشان می‌دهد که این پزشک، فیلسوف، ریاضی‌دان و حکیم بزرگ ایرانی، ده‌ها سال از عمرش را صرف یادگیری، مطالعه و پژوهش کرد. او نزد بزرگ‌ترین استادان زمانه‌ی خود دانش آموخت و تمام زندگی‌اش را وقف کشف و فهم جهان کرد؛ مسیری که در نهایت او را به یکی از ماندگارترین چهره‌های علمی تاریخ تبدیل کرد.

برشی از کتاب:

«دومین علمی که دانشمند خفن در آن مشهور شده، فلسفه است. او را بزرگ‌ترین فیلسوف مسلمان می‌دانند. کلاً تهِ تهِ فلسفه به دو دانشمند یونانی به نام ارسطو و افلاطون می‌رسد. ارسطو شاگرد افلاطون بود ولی بعد از مرگ استادش، در خیلی از چیزها با او مخالفت کرد. (خودش گفته آدم نمک‌نشناسی نیست، به خاطر خدمت به علم با استادش مخالفت کرده!) به فلسفه‌ی افلاطون تابشی (إشراق) می‌گفتند. افلاطون عقیده داشت که فلسفه باید مثل نوری از سمت خدا بر دل فیلسوف بتابد تا روشن شود. در عوض، فلسفه‌ی ارسطو روشی (مَشَاء) بود. علّتش این بود که ارسطو عادت داشت با شاگردانش توی بازار راه برود و درس بدهد. روش بدی نیست، فکر کنم از نشستن روی نیمکت‌های خشک مدرسه بهتر باشد. ابوعلی فیلسوف روشی است. واقعاً در حال راه رفتن درس نمی‌داد؛ بلکه پیرو ارسطو بود. حکیم در منطق و فلسفه نظرهای ارسطو را کامل کرد و آن‌ها را با دین اسلام جور کرد. برای اثبات فلسفه از آیه‌های قرآن کمک گرفت. در این زمینه هم حرف‌های خیلی سخت‌سختی زده است!»

کتب دیگر حمید عبداللهیان
کتب دیگر انتشارات میچکا
ما رادر شبکه های اجتماعی دنبال کنید