من ونوجوانم
۵۵۰,۰۰۰ تومان

شومیز

۲۵۲

۱۴۰۵

۹۷۸۶۰۰۴۴۱۸۴۹۲

من و نوجوانم؛ 
هنر تعامل سازنده با نوجوان
نوجوانی فقط دوره تغییر فرزند نیست؛ گاهی وقت آن است که پدر و مادر هم شیوه رفتارشان را تغییر دهند.
نوجوانی از آن دوره‌هایی است که خیلی چیزها ناگهان عوض می‌شود؛ فرزندی که تا دیروز با یک جمله همراه پدر و مادر بود، حالا بیشتر دنبال استقلال، دوستان و دنیای شخصی خودش است. همین تغییرهاست که گاهی فاصله‌ای میان والدین و نوجوان ایجاد می‌کند؛ فاصله‌ای که اگر درست مدیریت نشود، می‌تواند به دلخوری، تنش و حتی سرد شدن رابطه عاطفی خانواده منجر شود.
«من و نوجوانم» با تمرکز بر همین مسئله، تلاش می‌کند به والدین کمک کند نوجوان خود را بهتر بشناسند و متناسب با اقتضائات این دوره با او ارتباط برقرار کنند. کتاب از این نگاه شروع می‌کند که بسیاری از روش‌هایی که در دوران کودکی جواب می‌دادند، در نوجوانی دیگر کارآمد نیستند؛ بنابراین والدین باید در کنار شناخت تغییرات جسمی، روانی و عاطفی نوجوان، در شیوه تعامل خود نیز بازنگری کنند. 
در کتاب موضوعاتی مانند استقلال‌طلبی نوجوان، تأثیر دوستان و محیط، فضای مجازی، مسئولیت‌پذیری، ورزش، خواب و تغذیه و همچنین چگونگی حفظ رابطه عاطفی خانواده بررسی می‌شود. تأکید اثر بر این است که صبر و مدارا به معنای بی‌قانونی یا رها کردن نوجوان نیست؛ بلکه والدین باید بتوانند بدون تحقیر، مقایسه و واکنش‌های تند، هم مرزهای تربیتی را حفظ کنند و هم پل ارتباطی خود با فرزندشان را از بین نبرند. 
چرا کتاب «من و نوجوانم» را بخوانیم؟
•  چون به جای نگاه کردن به نوجوان به عنوان «مشکل خانواده»، رابطه والد و نوجوان را از زاویه‌ای تازه بررسی می‌کند.
•  با مثال‌های واقعی و موقعیت‌های آشنا، نشان می‌دهد چرا بعضی رفتارهای والدین در دوران کودکی، در نوجوانی نتیجه معکوس می‌دهد. 
•  راهکارهایی برای گفت‌وگوی بهتر، کاهش تنش، حفظ رابطه عاطفی و مواجهه درست با استقلال‌طلبی نوجوان ارائه می‌دهد.
•  به والدین یادآوری می‌کند که تربیت نوجوان فقط درباره تغییر دادن او نیست؛ گاهی خودِ والدین باید شیوه ارتباطشان را تغییر دهند.
این کتاب برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب برای پدر و مادرهایی که فرزند نوجوان دارند، والدینی که در ارتباط با فرزندشان با چالش‌هایی مانند لجبازی، فاصله عاطفی، استقلال‌طلبی یا تأثیرپذیری از دوستان روبه‌رو هستند و همچنین مربیان و فعالان حوزه خانواده و تربیت نوجوان مناسب است.
گزیده ای از کتاب «من و نوجوانم»:
انگار همین دیروز بود. دورهٔ کودکی فرزندانمان را می‌گویم. فقط کافی بود یک جمله به فرزند خود می‌گفتیم که فلان وسیله را بیاور یا فلان کار را انجام بده. لحظه‌ای درنگ نمی‌کرد و با ذوق‌وشوق بلند می‌شد و می‌رفت و همان کاری که به او گفته بودیم را انجام می‌داد و می‌آمد. الآن که حدود ده سال از آن زمان گذشته، گویا شرایط متفاوت شده و دیگر مثل قبل حرف‌شنوی ندارد. مگر می‌شود آن بچهٔ پنج‌سالهٔ مطیع، حالا که حدود سیزده چهارده سالش شده، این‌گونه حرف‌های پدر و مادر را پشت‌گوش بیندازد و لازم باشد چندین بار حرفی را به او گفت تا بلکه بشنود و تکانی به خود بدهد؟!
وقتی می‌گفتیم بیا بازی کنیم، با ذوق‌وشوق می‌آمد و چقدر هم لذت می‌برد؛ بالا و پایین می‌پرید و از در و دیوار بالا می‌رفت و وقتی بازی تمام می‌شد، ناراحت می‌شد که بازی را ادامه دهیم. اما حالا نسبت به قبل تمایلش به وقت گذاشتن و بازی با بچه‌های هم‌سن‌وسالش بیشتر شده و وابستگی عاطفی‌اش نسبت به پدر و مادر کمی تغییر کرده‌است.
تا صحبت از مسافرت و صلهٔ رحم و رفتن و سر زدن به اقوام و دوستان می‌شد، سر از پا نمی‌شناخت و گاهی آن‌قدر از زمان رفتن و رسیدن سؤال می‌کرد که جوابش از حوصلهٔ والدین خارج بود. حتی برخی والدین از کوره درمی‌رفتند که بچه جان! ده بار سؤال کردی کِی می‌رویم و ده بار هم جواب دادم که ساعت چهارِ امروز حرکت می‌کنیم! ولی حالا گاهی هنگام رفتن به میهمانی و سر زدن به اقوام و اطرافیان، یکی از مخالفان سرسخت شده و تمایلی ندارد که این‌قدر به میهمانی برود و بیشتر تمایل نشان می‌دهد که به کارهای شخصی‌اش برسد، تنها بماند یا وقتش را با دوستانش بگذراند.

کتب دیگر انتشارات معارف
ما رادر شبکه های اجتماعی دنبال کنید