شبی که زهرشد

شبی که زهرشد

۱۴۵,۰۰۰ تومان

رقعی

۷۶

۱۴۰۱

۹۷۸۶۲۲۷۷۶۳۲۶۳

شبی که زهر شد؛ 
روایتی متفاوت از آخرین شب‌های امیرالمؤمنین(ع)
داستانی تاریخی و مذهبی درباره آخرین روزهای زندگی امام علی(ع) و ماجرای ضربت خوردن و شهادت ایشان. نویسنده تلاش کرده این واقعه آشنا را از زاویه‌ای متفاوت روایت کند؛ نه فقط از نگاه شخصیت اصلی، بلکه از چشم کسانی که در آن روزها در کوچه‌ها و خانه‌های کوفه زندگی می‌کردند و هرکدام به شکلی با ماجرا روبه‌رو شدند. 
داستان از سه زاویه روایت می‌شود و شخصیت‌هایی مانند «حرب»، «حلما» و «سعد» هرکدام بخشی از این ماجرا را پیش چشم مخاطب قرار می‌دهند. یکی در جست‌وجوی راهی برای رهایی از سختی‌های زندگی است، دیگری برای یافتن پناه و کمک راهی کوفه شده و نفر سوم به واسطه پدرش که طبیب است، به خانه امام راه پیدا می‌کند. مسیر زندگی این سه نفر در نهایت به شبی می‌رسد که سرنوشت امیرالمؤمنین(ع) را تغییر می‌دهد.

چرا کتاب «شبی که زهر شد» را بخوانیم؟
•  با داستان شهادت امام علی(ع) از زاویه‌ای متفاوت و داستانی آشنا می‌شویم.
•  فضای اجتماعی کوفه و زندگی مردم در روزهای پایانی عمر امام را بهتر لمس می‌کنیم.
•  روایت چندشخصیتی کتاب، باعث می‌شود یک واقعه تاریخی را از نگاه‌های مختلف دنبال کنیم.
•  در کنار ماجرای تاریخی، با مفاهیمی مانند یتیم‌نوازی، عدالت، مهربانی و رسیدگی به محرومان آشنا می‌شویم. (
•  کتاب فرصتی فراهم می‌کند تا نوجوان امروز، ارتباطی داستانی و ملموس‌تر با شخصیت امیرالمؤمنین(ع) برقرار کند.

اثر حاضر برای چه کسانی مناسب است؟
نوجوانان: به‌ویژه دانش‌آموزان دوره متوسطه اول که به داستان‌های تاریخی و مذهبی علاقه دارند.
علاقه‌مندان به زندگی امیرالمؤمنین(ع): برای کسانی که می‌خواهند درباره روزهای پایانی زندگی و شهادت امام علی(ع) روایتی داستانی بخوانند.
علاقه‌مندان به ادبیات تاریخی و مذهبی: برای مخاطبانی که روایت داستانی وقایع صدر اسلام را به متون صرفاً تاریخی ترجیح می‌دهند.
والدین و مربیان: برای معرفی اثری داستانی به نوجوانان که در کنار روایت یک واقعه تاریخی، مفاهیم اخلاقی و سبک زندگی علوی را نیز مطرح می‌کند.
گزیده ای از کتاب «شبی که زهر شد»:
زن از جلوی اتاق در بسته گوشه حیاط که می‌گذرد، یک لحظه مکث می‌کند و من می‌بینم که دست‌هایش می‌لرزد. زیر لب به شیطان لعنت می‌فرستد و بعد تند می‌رود سمت اجاقی که شیرها را می‌جوشانند. من هم جلوی اتاق مکث می‌کنم و نگاه می‌کنم مردی از پشت نرده‌های پنجره کوچک اتاق بیرون را نگاه می‌کند. قیافه‌اش شبیه دیوانه‌ای است که در بصره بود و بچه‌ها دنبالش می‌کردند چشم‌هایش سفید است و صورتش خاکستری با چشم‌های ترسناکش نگاهم می‌کند می‌ترسم و می‌دوم دنبال زن. زن کاسه‌ها را توی دیگ روی اجاق می‌ریزد و زیر لب دعا می‌خواند. کاسه شیر را از دستم می‌گیرد و می‌گوید دیشب مهمانم بود. شیر گذاشتم و نان و نمک گفت یکی را بردار. من شیر را برداشتم نمی‌دانستم امروز طبیب برای زهری که به جانش ریخته‌اند شیر طلب می‌کند.

کتب دیگر انتشارات مهرستان
ما رادر شبکه های اجتماعی دنبال کنید