این کتاب مجموعهای از داستانها و روایتها دربارهی مردم غزه و تجربههای زیستهی آنها در دل بحران، جنگ و آوارگی است. هر داستان از زاویهای متفاوت به زندگی، امید، رنج و مقاومت مردم فلسطین میپردازد و میکوشد تصویری انسانی و ملموس از روزمرگیها، خاطرات و آرزوهای ساکنان غزه ارائه دهد. روایتها گاه از زبان اشیا و خانههاست و گاه از زبان انسانهایی که درگیر جنگ و مهاجرت هستند.
این کتاب با بهرهگیری از قلم چند نویسنده، تلاش کرده است تصویری چندوجهی از تجربههای تلخ و شیرین، امیدها و ناامیدیها و خاطرات بهجامانده از خانه و خانواده در دل جنگ و آوارگی ارائه دهد. ساختار کتاب بهگونهای است که هر داستان یا روایت، زاویهی دید و لحن خاص خود را دارد؛ برخی روایتها از زبان اشیا و خانههاست و برخی دیگر از زبان شخصیتهایی که درگیر بحران و مهاجرت هستند. کتاب زندگی خطرناک با روایتهایی از گذشته و حال، خاطرات کودکی، حسرت بازگشت به خانه و مواجهه با ویرانی و امید، تلاش کرده است تجربههای انسانی و جمعی مردم غزه را به تصویر بکشد.
برشی از کتاب:
«حالا پس از پنجاه سال به جایی برگشتهام که زمانی شهر کوچک ما بود: زاریه. مکانی که در چهاردهسالگی از من دزدیده شد. اکنون با غباری که روی سرسبزی منطقه کشیده بودند، حتی قسمت قدیمی شهر به نظر وهمناک میآمد. هیچ ذرۀ آشنایی در آن نیست. خانهها بدون اینکه تبعیضی برایشان قائل باشند یکسره آوار شده بودند؛ خرابهها فروریخته در درون خودشان ساکت بودند. انگار هیپنوتیزم شدهاند. میگویند عبور و مرور آدمها به شهر جان میدهد. راست میگویند؛ در جایی که همیشه حرکت در بال پرندهها موج میزده حالا در حشرات هم مرده است. در همچو جایی سکوت معمولاً حالوهوایی تهدیدآمیز دارد. محلهها غریبهها را به جا نمیآورند؛ گویا من هم دیگر به اندازۀ سایرین ناشناس بودم. من که تنها بازماندۀ زاریه هستم.
با سه تویوتا وارد محوطهای شدیم که چادرهای هلال احمر و دو سه چادر نظامی برپا بود. کمپی بود در مساحتی به بزرگی یک ورزشگاه فوتبال. پرچمهای کشورهای مختلف در باد میلرزید؛ لبنان، سوریه، عراق و ایران. تابستان منتظر بود و تا پیاده شدیم فوری و داغ به صورتمان خورد. راهنمایی که در ماشین ما بود برگشت و خواست برای جلوگیری از بیماری احتمالی ماسک مخصوص بزنیم. بعد به هر کس نقشهای داد و شروع کرد به توضیح مختصات منطقه و علایم. من میخواستم خانۀ قدیمیمان را پیدا کنم. گروه فیلمبرداری دوربینهایشان را وارسی کردند.»

