بابافوفو
ناموجود

رقعی

۱۳۴

۱۴۰۲

۹۷۸۹۶۴۹۷۳۷۹۵۹

این کتاب با هدف حفاظت و حراست از زمین، این سیاره آبی و سرمایه جهانی نوشته شده و با شرح قصه ای آموزنده و پرفراز و فرود، مخاطب را به اندیشه و تفکر وادار می‌کند.
نویسنده ماجرای سحر و مادرش و سفر دور و دراز و ماجراجویانه آنها را به سرزمین گلیم گوشها روایت می‌کند.

سحر همراه مادرش به شهر جدید اسباب کشی کرده‌اند و پدر در یک ماموریت به سر می‌برد. سحر با ترفندی باب آشنایی بابا فوفو را با مادرش را مهیا میکند و آنها مهمان بابا فوفو و همسرش می‌شوند. دروازه سرزمین گلیم گوشها در زیر زمین خانه بابا فوفو است و مادر برای اولین بار گلیم گوشها را در آنجا می بیند.

از آن به بعد مادر و سحر به خانه بابا فوفو و به سرزمین گلیم گوشها رفت و آمد می کنند. ماجراهای جالب و عجیبی در طی این مدت آشنایی برای سحر اتفاق می افتد که مواجهه و گذر از آنها کار هرکسی نیست…

برشی از کتاب: فوفو تازه میخواست اخبار وحشتناک را بشنود. ایستادم و هرچه از پودر را جمع کرده بودم، پخش کردم توی هوا. بوی نعنا همه جا پیچید. گفتم:《بابا فوفو! به این بزرگی بود، خیلی بزرگتر از بقیه گلیم گوشها. دندونهاش به چه بزرگی بود، مثل اینکه از گلیم گوشهای اولیه باشه، مثل انسانهای اولیه. بعد خودم از نظریه خودم خوشش آمد و ادامه دادم:《 شاید توی زمان سفر کرده و از زمان ماقبل تاریخ گلیمگوشها آمده به این دوران. لابد توی سرزمین گلیم گوشها یه ماشین زمانی، تونل زمانی…》

کتب دیگر معصومه میرابوطالبی
کتب دیگر انتشارات کتاب جمکران
کتب مرتبط
ما رادر شبکه های اجتماعی دنبال کنید