خیلی محرمانه
رقعی
۳۷۵
۱۴۰۱
۹۷۸۶۲۲۴۸۱۷۱۴۳
خیلی محرمانه؛ روایت زندگی در پشت پرده مأموریتها
«خیلی محرمانه» کتابی است که تاریخ را نه از زاویه گزارشهای رسمی، بلکه از زبان فردی روایت میکند که در متن برخی اتفاقات حضور داشته است. در این کتاب، رویدادهای سیاسی و امنیتی در کنار زندگی شخصی راوی قرار میگیرند و خواننده با تصمیمها، نگرانیها، دشواریها و تجربههای فردی او همراه میشود.
یکی از بخشهای مهم زندگی حسن تابانمنش، حضور او در مأموریتهای امنیتی و فعالیت در مناطق مختلف است. او در این مسیر با فعالیت گروههای ضدانقلاب، شرایط پرتنش سالهای ابتدایی انقلاب و تحولات منطقهای روبهرو میشود. بخشهایی از کتاب به کردستان، لبنان و مأموریتهای خارج از کشور اختصاص دارد و تصویری از شرایط پیچیده فعالیت نیروهای امنیتی و اطلاعاتی ارائه میدهد.
کتاب تنها به شرح مأموریتها محدود نمیشود و به تأثیر این مسئولیتها بر زندگی شخصی و خانوادگی راوی نیز میپردازد. از این منظر، مخاطب با انسانی روبهرو میشود که در کنار مسئولیتهای سنگین کاری، دغدغههای خانوادگی و شخصی نیز داشته است.
عنوان «خیلی محرمانه» نیز با فضای کتاب تناسب دارد؛ زیرا بخشی از فعالیتهای روایتشده ماهیتی امنیتی داشتهاند. فاطمه ملکی در فرایند ثبت این خاطرات، گفتوگوهای متعددی با راوی انجام داده و به دلیل ملاحظات امنیتی، در برخی موارد از ذکر جزئیات یا نامها خودداری شده است.
در مجموع، «خیلی محرمانه» ترکیبی از زندگینامه، خاطرات شفاهی و روایتی از بخشی از تاریخ امنیتی ایران است که زندگی یک نیروی امنیتی را از سالهای کودکی تا مأموریتهای مختلف دنبال میکند و در کنار رویدادهای تاریخی، تجربههای انسانی و شخصی او را نیز به تصویر میکشد.
چرا کتاب «خیلی محرمانه» را بخوانیم؟
خاطرات شفاهی کمک میکنند تاریخ معاصر را علاوه بر گزارشهای رسمی، از زاویه تجربه افرادی بشناسیم که در متن رویدادها حضور داشتهاند. با خواندن این کتاب:
-
با زندگی و تجربههای حسن تابانمنش آشنا میشویم.
-
با بخشی از فضای امنیتی سالهای پس از انقلاب روبهرو میشویم.
-
درباره فعالیتهای امنیتی و دشواریهای این نوع مأموریتها اطلاعات بیشتری به دست میآوریم.
-
روایتهایی از حضور راوی در مناطقی مانند کردستان و لبنان را دنبال میکنیم.
-
تأثیر مأموریتهای امنیتی بر زندگی شخصی و خانوادگی را بهتر درک میکنیم.
-
بخشی از تاریخ معاصر را از زاویه تجربه یک فرد حاضر در میدان میبینیم.
-
با دشواریهای ثبت خاطرات امنیتی و محدودیتهای بیان برخی جزئیات آشنا میشویم.
این کتاب برای چه کسانی مناسب است؟
علاقهمندان به تاریخ معاصر ایران: برای کسانی که میخواهند بخشی از تحولات سالهای پس از انقلاب را از زاویه خاطرات یک فرد درگیر با مسائل امنیتی دنبال کنند.
علاقهمندان به خاطرات شفاهی: برای مخاطبانی که زندگینامهها و خاطرات واقعی را به داستانهای تخیلی ترجیح میدهند.
علاقهمندان به موضوعات امنیتی: برای کسانی که درباره فعالیتهای اطلاعاتی و امنیتی و تجربه نیروهای این حوزه کنجکاوند.
علاقهمندان به تاریخ انقلاب و دفاع مقدس: برای مخاطبانی که میخواهند با بخشی از فضای پرتنش سالهای ابتدایی انقلاب و تحولات منطقهای آن دوره آشنا شوند.
پژوهشگران و فعالان فرهنگی: برای کسانی که به تاریخ شفاهی و ثبت تجربه افرادی که در رویدادهای مهم تاریخی حضور داشتهاند علاقهمندند.
خوانندگان زندگینامه و خاطرات واقعی: برای کسانی که دوست دارند مسیر زندگی یک فرد را از کودکی تا سالهای فعالیت حرفهای و مأموریتهای مختلف دنبال کنند.
«خیلی محرمانه» پنجرهای به بخشی از زندگی آدمهایی است که فعالیتهایشان معمولاً کمتر در معرض دید عموم قرار دارد. فاطمه ملکی با ثبت خاطرات حسن تابانمنش، مخاطب را از زندگی شخصی او تا مأموریتهای دشوارش همراه میکند و در این مسیر، بخشی از تاریخ معاصر ایران و منطقه را نیز پیش روی خواننده میگذارد.
گزیدهای از کتاب «خیلی محرمانه»
به این نتیجه رسیده بودم که نگاه صفر وصدی به کسی نداشته باشم؛ نه هیچ کس پسر پیغمبر است که او را مقدس کنم، نه هیچ کس بدترین آدم است. متوجه شدم کسانی برای اینکه به جایی برسند، ریش گذاشته اند. و شاید حتی روی پیشانیشان هم جای مهر گذاشته اند؛ اما چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند. با خودم گفتم حالا که موضوع به این شکل در آمده بودنم دیگر معنا ندارد. سر مسائل کاری هم با موسوی، که تازه مسئول تشکیلات شده بود، زیاد توافق نداشتم. وقتی این رفتارها را دیدم با نورالدین و بقیه بچه ها به این نتیجه رسیدیم که دیگر جای ما در شیراز نیست.
با نورالدین تصمیم گرفتیم به جبهه برویم. درخواست دادیم و آنها هم از خدا خواسته سریع موافقت کردند رفتیم و کارهایمان را تحویل دادیم و تسویه حساب کردیم. معرفی نامه گرفتیم تا به جبهه برویم بخش نامه آمده که بچه های اطلاعات اگر می خواهند به جبهه بروند جبهه شان کردستان است. باید به کردستان بروند.


