انجمن سه نقطه
۴۳۹,۰۰۰ تومان

رقعی

۳۴۴

۱۴۰۴

۹۷۸۶۲۲۹۰۸۹۱۴۹

انجمن سه نقطه؛ 
وقتی مدرسه، دروازه‌ای به یک دنیای عجیب می‌شود
یک رمان نوجوانانه با حال‌وهوای طنز، ماجراجویی و فانتزی. داستان از فضای آشنای مدرسه و دغدغه‌های معمول نوجوان‌ها شروع می‌شود؛ اما خیلی زود اتفاق‌هایی عجیب، سه نوجوان را وارد ماجرایی می‌کند که هیچ شباهتی به یک روز معمولی مدرسه ندارد. 
مهران، حمید و پویا که در دبیرستان کاشفی درس می‌خوانند، تصمیم می‌گیرند برای تغییر شرایط مدرسه کاری انجام دهند. اما نقشه‌هایشان آن‌طور که انتظار دارند پیش نمی‌رود و ماجرا به جایی می‌رسد که باید در دنیایی ناشناخته، معماهای مختلفی را حل کنند و راز واژه عجیب «زانقارپینگولدمین» را کشف کنند. 
نویسندگان با ترکیب فضای واقعی مدرسه با خیال، شوخی و معما، داستانی ساخته‌اند که هم سرگرم‌کننده است و هم مخاطب را وادار می‌کند همراه شخصیت‌ها فکر کند و حدس بزند.

چرا این اثر را بخوانیم؟
•  با داستانی پرماجرا و متفاوت روبه‌رو می‌شویم که به‌راحتی ما را با خودش همراه می‌کند.
•  طنز و موقعیت‌های غیرمنتظره، فضای داستان را شاد و سرگرم‌کننده نگه می‌دارد.
•  معماها و اتفاق‌های عجیب، کنجکاوی خواننده را برای ادامه داستان بیشتر می‌کنند.
•  دوستی، همکاری، انتخاب و مسئولیت‌پذیری در دل ماجراها مورد توجه قرار می‌گیرند.
•  ترکیب مدرسه و دنیای فانتزی، تجربه‌ای متفاوت از یک رمان نوجوانانه ایجاد کرده است.
•  کتاب می‌تواند برای نوجوانانی که از داستان‌های تکراری فاصله می‌گیرند، شروع جذابی برای کتاب‌خوانی باشد.

کتاب «انجمن سه نقطه» برای چه کسانی مناسب است؟
نوجوانان: به‌خصوص دانش‌آموزانی که داستان‌های طنز، پرهیجان و ماجراجویانه را دوست دارند.
علاقه‌مندان به فانتزی و معما: برای کسانی که از کشف رازها و ورود به دنیاهای عجیب و غیرمنتظره لذت می‌برند.
دوستان داستان‌های مدرسه‌ای: برای نوجوانانی که دوست دارند بخشی از داستان را در فضایی آشنا و نزدیک به تجربه‌های خودشان دنبال کنند.
علاقه‌مندان به آثار محمدرضا نیرومند: برای مخاطبانی که داستان‌های نوجوانانه متفاوت، خلاقانه و پرماجرا را می‌پسندند.
گزیده ای از کتاب «انجمن سه نقطه»:
مهران، حمید و پویا گوشۀ حیاط مدرسه کز کرده بودند و با لب و لوچه‌هایی آویزان به یکدیگر نگاه می‌کردند. بغض گلوی پویا را گرفته بود، پلک‌های مهران از شدت حرص و ناراحتی می‌پرید و چشم‌های حمید پینگ‌پنگی میان آنها رفت و برگشت می‌کرد. هیچکدام باورشان نمی‌شد که چنین کاری با آنها کرده‌اند. مهران که برای ششمین بار در آن ده دقیقه کاسۀ صبرش لبریز شده بود، غرولندکنان گفت: رد صلاحیت؟! خدایی رد صلاحیت؟! اون حق نداره همچین کاری با ما بکنه! اصلاً از کی تا حالا انتخابات شورای مدرسه تأیید صلاحیت داشته که حالا بخواد ما رو رد صلاحیت کنه؟! نه نمیشه! این غیرقانونیه! من شکایت می‌کنم! من به وزارت آموزش‌وپرورش شکایت می‌کنم! اصلاً به خود وزیر شکایت می‌کنم!
حمید با لحن سراسر ناامیدی گفت: وزیر؟! فک کردی وزیر بیکار تو دفترش منتظر نشسته تا ما بریم بهش شکایت کنیم؟!
مهران گفت: خب به معاون وزیر شکایت می‌کنم. یا به رئیس اداره! اصلاً به هرکی که گیرمون اومد.

کتب دیگر محمدرضا نیرومند
کتب دیگر انتشارات قندیل نور
ما رادر شبکه های اجتماعی دنبال کنید